Menu

villepinte2017 n fa 691f3

پيام رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران به کنوانسيون ايرانيان آزاده در برلين

رسانه

konvention-maryam-rajavi 55350حضار محترم!
به اجتماع شما که از شکوه و عظمت پايداری ۵۲ قهرمان مجاهد خلق، شور و گرما و نيرو گرفته است، درود می فرستم.
کهکشان زهره، در ايران عزمها را برای برچيدن بساط ولايت فقيه، استوار کرد و در جهان بسا وجدانها را بيدار کرد و برانگيخت.
در آن روز، گرگهای درنده، از قعر تاريکی و زشتی و نامردمی، گسيل شده بودند تا شعله های حيات حقيقی ملتی را خاموش کنند. اما نبرد مجاهدان آزادی، صدای سرکوب شدگان شد و همچنين فروغ ديدگان آنها، تا يقين کنند که فتح و آزادی به دست آوردنی است و به دست خواهد آمد.
از آنها که در کار شبيخون و شقاوتند بپرسيد که در صفهای ما چه ديدند؟ و چه بود آنچه آنها نداشتند و ما داشتيم؟
اين گونه بود که ايستادگی اين شهيدان قهرمان، کهکشان شب تيره ايران و «روشن آرای صبح نورانی» شد.

ياران مقاومت!

ما در لحظه نادر و خطيری از تاريخ کشورمان قرار داريم. تحولات مثل برق و باد واقع می شوند و اوضاع را به سوی يک دگرگونی بزرگ پيش می برند. اعدام جمعی و قساوت بار ۵۲ قهرمان مجاهد خلق، گروگانگيری هفت مجاهد اشرفی توسط دولت عراق و تهديدهای شريرانه رژيم ولايت فقيه برای حمله به ليبرتی، نمودهای همين شرايط متلاطم است.
قلب داستان اين است که حکومت آخوندها در موقعيت سرنگونی گرفتار شده است. غرش توفان و آتشفشان ايران از دور دستها به گوش می رسد. دو پاره شدن هيأت حاکمه آخوندها روز به روز آشکارتر می شود، جنگ ضدبشری سوريه به رغم مماشات ذلت بار سياستهای بين المللی به سوی تعين تکليف می رود و لاجرم بر سر آخوندها خراب خواهد شد و وضعيت در عراق تحت اشغال ولايت فقيه، مثل يک بمب ساعتی است که بازنده آن همين رژيم است.
در ظاهر، همين مقاومت است که هدف يورش رژيم و دست نشاندگان عراقيش قرار گرفته است، اما در اصل اين آخوندها هستند که در يک وحشت زدگی عميق، می خواهند نيرويی را که قادر به سوق دادن تحولات به سمت سرنگونی قطعی رژيم است، از بين ببرند.
اين بالاترين فرماندهان سپاه پاسدارانند که همين روزها گفته اند هدف قرار دادن ۵۲ عضو مجاهدين در اشرف، در «تحولات آينده منطقه، دارای اثر استراتژيک وسيع در ابعادی عظيم است».

از نظر آنها اين هماورد:
ـ آن چنان تهديدی است که آخوندها بايد در «سراسر کره زمين» برای مقابله با آنها تقلا کنند.
ـ اين مقاومت، تهديد اصلی رژيم ملاها «در جهان اسلام» است.
ـ مقاومتی است که «فضای بين المللی را عليه فعاليتهای هسته يی» رژيم بسيج می کند.
ـ و به گفته آنها هر چه از «تحريم و کاهش تعاملات بين المللی» بر سر رژيم آمده، کار همين سازمان و همين مقاومت است.
در همين روزها مقامات ريز و درشت و روزنامه های رژيم از همه کشورها می خواهند که از پذيرش مجاهدين خودداری کنند. چرا که آنها خط قرمز نظام هستند. آنها قدم فراتر گذاشته و نوشته و گفته اند «هيچ کشوری نبايد اين گروهک را به پناهندگی قبول کند بلکه بايد اينها را به جمهوری اسلامی تحويل دهند... هر کشوری که به مجاهدين پناهندگی بدهد بايد منتظر عواقب سياسی و اقتصادی و احيانا امنيتی آن نيز باشد».
به اين منظور سخنگوی ولايت فقيه سه دستورالعمل اجرايی صادر کرده است:
نخست اين که رئيس جمهور رژيم «در مذاکره با مقامات بسياری کشورها موضوع منافقين را يکی از دستور کارهای اين ديدارها و مذاکرات قرار دهد».
ديگر اين که وزير خارجه رژيم در مذاکرات خود بگويد که «اگر اروپا و آمريکا واقعاً به دنبال بهبود روابط هستند، بايد حسن نيت خود را نشان دهند و چه حسن نيتی از اين بالاتر که حمايت کامل خود را از اين گروهک قطع کنند».
و سوم اين که سفرای رژيم «در پايتختهای کشورهای عربی، اسلامی و اروپايی بايد در جهت اين سياست ديپلوماسی خود را به کار بگيرند»!
برای دفاع از همين «خط قرمز»، هفته گذشته نمونه يی از اجرای همين دستورالعملها را در قبال انتقال عده يی از مجاهدان ليبرتی به آلمان مشاهده کرديم. تقريباً تمام روزنامه ها و خبرگزاريهای رژيم، همراه با باندها و مأموران وزارت اطلاعات در آلمان، بسيج شده بودند تا انتقال يک گروه از ساکنان ليبرتی به آلمان را مخل امنيت شهروندان آلمان نشان دهند و جلوی آن را بگيرند. اگر چه تا اين جا موفق نشده اند.
روشن است که آخوندها نه دچار ماليخوليا شده اند، نه از بزرگنمايی خطر دشمن اصلی خود سود می برند، بلکه اذعان به گوشه هايی از واقعيت است. در حقيقت وحشت عميق خود را از جنبشی ابراز می کنند که قادر است تحولات را به سمت سرنگونی قطعی رژيم سوق بدهد.
من بارها گفته ام مسأله آنها نه بستن اشرف است و نه خروج مجاهدين از عراق؛ آنها می خواهند مجاهدين، نابود و يا تسليم شوند. تا اين مقاومت وجود دارد، خامنه ای از کابوس سرنگونی خلاصی ندارد.
اما بگذاريد من به خامنه ای و حکومت دست نشانده اش در عراق بگويم قتل عام در اشرف، و کهکشان شهيدان والامقامش که همواره در تاريخ مردم و مقاومت ما زنده و جاويد خواهند بود. شعله خشم مردم ايران عليه اين رژيم را فروزانتر می کند و روند سرنگونی آن را شتاب می بخشد. اين روند محتومی است که ديکتاتوری دينی حاکم بر ايران در دوران پايانی حکومتش از آن گريزی ندارد.

حضار محترم!
نسل کشی و قساوتی که در اشرف به کار گرفتند، يکی از شنيع ترين جنايات قرن بيست و يکم بود. نه صرفاً به خاطر تعداد شهيدان و نحوه شهادت آنها، بلکه همچنين به خاطر پشت کردن آمريکا، اتحاديه اروپا و ملل متحد به تعهدات مکرر و مکتوب و قانونی و اخلاقی خود در قبال امنيت و سلامت ساکنان اشرف. آنها می توانستند و وظيفه داشتند از اين فاجعه جلوگيری کنند. اما نه تنها اين کار را نکردند، بدتر اين که اکنون نيز به سکوت و انفعال خود ادامه می دهند.
می دانيد که گروگانهای اشرفی تحت شکنجه و آزار قرار دارند. در مراکز امن نخست وزيری عراق، دائماً جابه جا می شوند، و در معرض استرداد به شکنجه گاههای رژيم ولايت فقيه در داخل ايران قرار دارند.
بايد تأکيد کنم که مسئوليت جان گروگانها، مسئوليت جان اعتصاب غذاکنندگان و مسئوليت تمام عواقب انسانی و سياسی آن با ايالات متحده، اتحاديه اروپا و سازمان ملل متحد است که برخلاف وظائف قانونی خود، بی عملی و سکوت در پيش گرفته اند.

در آستانه جنگ جهانی دوم، وينستون چرچيل بارها نسبت به خطر روبه رشد قوای نازی هشدار می داد. او فريب کسانی را نخورد که با امتياز دادن به يک نيروی اهريمنی، فکر می کردند به آرامش و صلح رسيده اند. حالا مقاومت ايران هشدار می دهد که فريب تزويرهای يک آخوند «ايران گيتی» را نخوريد. مقاومت ايران دو دهه پيش، نسبت به شکل گيری يک تهديد جديد جهانی، يعنی بنيادگرايی اسلامی، به جامعه بين المللی هشدار داد.
ده سال پيش، با افشای سايتهای اتمی مخفی رژيم، نسبت به برنامه ساخت تسليحات کشتار جمعی توسط اين رژيم، هشدار داد و سپس با افشای سپاه قدس، نسبت به طرحهای آن برای اشغال عراق هشدار داد. اما وادادگی و پاسيويسم مفرط حاکم بر سياست جامعه بين المللی، مانع شنيدن آن شد. حالا هشدار می دهيم که آخوندها که در فاز سرنگونی قرار گرفته اند، به حربه قتل عام عليه فرزندان مردم ايران، انفجارهای هولناک عليه مردم عراق و بمباران شيميايی عليه مردم سوريه رو آورده اند. سکوت و بی عملی غرب نسبت به اين روند، عواقب وخيمی دارد و بايد متوقف شود و خطاب به همه ياران مقاومت در آلمان می گويم که زمان آن است که همراه با همه آلمانيهای شريفی که به سياستهای غيرمسئولانه دولت اين کشور معترضند، از دولت آلمان بپرسند که چرا در مبارزه ميان مردم ايران و رژيم ولايت فقيه، عملاً در کنار رژيم ملاها قرار گرفته است.
چرا سالهای سال است به تأمين کننده وسائل سرکوب در ايران تبديل شده است؟ چرا بر فعاليتهای گسترده مأموران و شعبه های وزارت اطلاعات رژيم در آلمان چشم می بندد؟ و چرا نسبت به فجيع ترين جنايتهای اين رژيم، از جمله قتل عام اشرف و گروگانگيری هفت مجاهد خلق، سکوت و انفعال در پيش گرفته است؟ يکه تازی آخوندها در کشتار و جنگ افروزی در پناه همين سکوتها امکان پذير شده و ديگر نبايد ادامه پيدا کند.
در اين جا، دولت آلمان را به تصحيح سياستهايش فرا می خوانيم. دولت آلمان و اتحاديه اروپا، را فرا می خوانيم که به همراه ملل متحد و دولت آمريکا ترتيبات ضروری و عاجل زير را محقق کنند؛ به نحوی که:
۱- دولت عراق را برای آزادی گروگانها تحت فشار قرار دهند و در غيراين صورت در روابط و کمکهای خود به عراق، تجديد نظر کنند.
۲- يک تيم مانيتورينگ و يک واحد از نيروهای کلاه آبی در ليبرتی به طور دائمی مستقر کنند.
۳- ساکنان ليبرتی را که همه پناهنده محسوب می شوند و در قدم اول بيماران و مجروحان را بپذيرند.
۴- دبيرکل و کميسر عالی حقوق بشر، يک تحقيقات مستقل در مورد جنايت ۱۰شهريور انجام دهند و عاملان آن را در مقابل عدالت قرار دهند.
ياران مقاومت!
دو هفته پيش، مسعود به همه شما گفت: «ما به سوی آزادی و در مسير سرنگونی، يک، دو، سه، صد و هزار اشرف می سازيم».
اجتماع شما و هر قدمی که اشرف نشانها در داخل و خارج ايران در اين مسير برمی دارند، قدمی به سوی برپايی اشرفهای بی شمار و قدمی به سوی آزادی ايران است. و شما زنان و مردان دليری که همراه با مجاهدان ليبرتی به اعتصاب غذا دست زده ايد، کسانی که با تنهای رنجور، اراده های پرقدرت را بارز کرده ايد... هم چنان که مسعود گفت: شما «شعله های شرف و مقاومت يک خلق در زنجير را نمايندگی می کنيد». شما «وجدان بشريت معاصر را بين ما و آخوندهايی که حق حاکميت مردم ايران را غضب کرده اند، به داوری می طلبيد». بله، شما به نگاهبانی از حريت و آزادگی جهان بشری برخاسته ايد...
سلام بر شما و ايستادگی و کارزار شما در ايران و سراسر جهان.
درود بر همه شما.

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ