Menu

بسيج عربي براي متوقف كردن گسترش رژيم ايران بسيار با تاخير انجام شد

world 82592

« حسين عابديني سخنگوي مطبوعاتي مجاهدين خلق ايران در انگليس (اپوزيسيون ايران) به الزمان گفت: "بسيج عربي براي متوقف كردن گسترش رژيم ايران بسيار با تاخير انجام شد و بايد بعد از اشغال عراق توسط آمريكا صورت مي گرفت". گسترش ايران در منطقه عربي از عراق شروع شد و به مرور زمان به سوريه، لبنان و بعد از به دست گرفتن كنترل قسمتهاي زيادي از يمن توسط جماعت حوثي هاي مورد حمايت رژيم ايران، نهايتاً به يمن رسيد.
ترس و نگراني جامعه عرب از ابعاد اين طرح، تعدادي از كشورهاي خليج را مجبور به تشكيل ائتلاف عربي نظامي براي مقابله با طرح و برنامه‌هاي رژيم ايران در منطقه كرد. در رابطه با يك چنين شرايط متشنجي، آقاي حسين عابديني، سخنگوي مطبوعاتي سازمان مجاهدين خلق ايران در انگليس در يك گفتگوي ويژه، نظر خود در رابطه با تحولات اخير را ابراز داشت.
سوال: ابعاد دخالتهاي رژيم ايران و گسترشش در برخي كشورهاي منطقه، چه ميزان مي باشد؟ پاسخ : همان‌طور كه همه مي دانند، ما در يمن كه هزاران كيلومتر با مرز ايران فاصله دارد، شاهد دخالت مستقيم رژيم ايران هستيم. البته اين يك دخالت نيست درحاليكه اين يك مرحله از پروژه 25ساله رژيم بعد از شكست رژيم ايران در جنگ ايران و عراق مي باشد. هم‌چنان كه ما شاهد طرح رژيم ايران بعد از مرحله انقلاب 25ژانويه در مصر بوديم. استراتژي صدور ارتجاع و بنيادگرايي از طرف اين رژيم، تنها يك سياست نيست بلكه يكي از پايه هاي اصلي باقي ماندنش در حكومت و ادامه حاكميت مي باشد و نمي توان براي اين استراتژي حد و مقياسي مشخص كرد. براي همين رژيم آخوندي از همان روز اول، آن را "صدور انقلاب "ناميد و در شروع با تاسيس نهادهايي مانند "سازمان فرهنگي و روابط اسلامي" و "مجمع اهل بيت و نزديكي اديان" "هم‌چنين با استفاده از شبكه اي از سفارتها و مراكز فرهنگي در مساجد و حسيني ه‌ها در كشورهاي ديگر، نيروي تروريستي قدس را به‌طور رسمي با فعاليت هاي نظامي در بيرون مرزهاي ايران تشكيل داد. ... رژيم آخوندي هر چقدر بتواند ميدان دخالتهاي خود را در افغانستان و عراق تا سوريه و لبنان و يمن را گسترش دهد، تضمين بيشتري براي ادامه حكومت خود پيدا مي كند، ولي عكس آن هم درست هست كه اتخاذ يك سياست قاطع در برابر دخالتهاي رژيم و گسترش نفوذش، بر روي تشديد بحران و اختلافات داخلي بين سران رژيم تأثير مستقيم گذاشته و خشم مردمي و خطر سرنگوني را بيشتر مي كند.
سوال: آيا ايران در تلاش براي برپايي يك امپراطوري فارسي است؟ جواب : به‌طور واقعي ولي فقيه، براي ادامه حيات خود، به‌دنبال تشكيل يك الگوي مذهبي تحت نام اسلام است و نه يك الگوي داخلي. به عبارت ديگر هدف او برپايي خلافت و يا به قول خودشان برپايي اتحاد جماهير اسلامي ست كه رژيم ايران مركز يك چنين امپراطوري مي باشد. رژيم اين طرح را با گسترش دخالتهاي تروريستي و نظامي همراه با جنگ مطبوعاتي و مذهبي تحت نام اسلام و شيعه، دنبال كرده است. طبعاً براي رژيم، جنبه ملي و قومي و حتي مذهبي اولويت ندارد، بلكه مهم وابستگي سياسي و استراتژيكي تام و تمام به او مي باشد. هم‌چنان كه شاهد هستيم كه رژيم از يك طرف با حزب‌الله لبنان و گروه هاي شيعه عراقي كار مي كند و از طرف ديگر همزمان با حماس و جهاد اسلامي با تفكرات سلفي سني و با الهزاره در افغانستان كار مي كند. تا چند سال پيش، رژيم از حرف زدن بشكل علني در اين رابطه خودداري مي كرد ولي با شروع انقلاب سوريه و هم‌چنين رفتن مالكي رژيم مجبور به دخالت نظامي مستقيم در سوريه و عراق و سپس در يمن شد و مي‌گفت كه سوريه استان سي و پنجم ايران به حساب مي آيد و به كنترل خود بر چهار پايتخت عربي، بغداد و دمشق و بيروت و صنعاء اشاره مي كرد. بعد از آن نيز، به امپراطوري اشاره كرد و علي يونسي اخيراً بغداد را جزيي از صحراي ايران برشمرد. پس هدف رژيم، حاكميت بر دنياي اسلامي است و نه امپراطوري فارسي كه خودشان مي گويند.
سوال: آيا به نظر شما حمله نظامي از جانب برخي كشورهاي عربي عليه گروه حوثي هاي مورد حمايت ايران يك امر ضروري براي مقابله با اين طرح مي باشد؟ جواب : واقعيت اين است كه تاكتيك نظامي براي متوقف كردن گسترش رژيم ايران نه تنها ضروري ست، بلكه بسيار با تاخير انجام شده است. وقتي آمريكا عراق را 12سال پيش اشغال كرد، يك فرصت طلايي براي رژيم آخوندي به وجود آمد و از خطاي استراتژيكي آمريكا، سوء‌استفاده كرد. خانم مريم رجوي رئيس‌جمهور برگزيده مقاومت ايران در همان زمان اعلام كرد كه خطر دخالتهاي رژيم آخوندي از خطر اتمي رژيم صدبار بيشتر است، ولي غرب و متأسفانه جامعه عرب اين هشدارها را جدي نگرفت و وقتي رژيم جا پاي خود را در عراق به‌طور كامل تثبيت كرد، بعد از 3ماه شاهد كودتا از طرف حزب‌الله لبنان عليه دولت قانوني در اين كشور بوديم. هم‌چنان كه بعد از دو سال، شاهد كودتا حماس عليه دولت فلسطين در سال 2008بوديم و رژيم كنترل خود در اين دو كشور را گسترش داد و به‌طور مستقيم نيز در سال 2011 و با كشتار مردم سوريه و انقلابيون سوري، براي حفظ حكومت اسد، دخالت كرد. البته در رابطه با يمن بايد گفت كه اگر رژيم ايران در عراق و سوريه طي ساليان اخير خلع‌يد مي شد، ممانعت از گسترش نفوذ رژيم در يمن خيلي راحت‌تر مي بود. ولي بهرحال، عمليات "توفان قاطع" رژيم را غافلگير كرد و حسابهايش را واژگون نمود و شكي نيست كه روي وضعيت رژيم به‌طور خاص در سوريه و عراق تأثيرگذار خواهد بود.
سوال: واقعيت كشتار در مناطق سني عراق توسط سپاه پاسداران ايران و شبه نظاميان وابسته با آن در بسيج مردمي چيست؟ جواب : اين جنايات فقط گوشه اي از قتل‌عامهايي است كه مزدوران جنايتكار تحت‌امر نيروي تروريستي قدس در عراق انجام مي دهند. واقعيت اين است كه قبل از رفتن مالكي، نيروهاي نظامي و شبه نظاميان وابسته به رژيم همين جنايت‌ها را مرتكب مي شدند. مانند چيزي كه در حويجه و سپس در بعقوبه براي جلوگيري از انفجار اعتراضات اجتماعي اتفاق افتاد. ولي رژيم آخوندي براي جبران فقدان مهره اي مانند مالكي در رأس حكومت عراق و تحت نام مبارزه با داعش و به شكل مستقيم و به‌طور خاص در مناطقي كه در آن سني و شيعه به‌طور مختلط سكونت داشتند، دخالت نظامي كرد. بعد از بيرون كشيدن داعش، با ويران كردن خانه شهروندان سني و سرقت اموال و قتل مردم، اقدام به تغيير بافت اجتماعي اين مناطق كرد تا بتواند حضور خود در عراق را تضمين‌دار كند...
برخي گمانه زني‌ها در رابطه با همكاري ايران با داعش براي توجيه دخالتهايش وجود دارد. واقعيت چيست؟
جواب : مقاومت ايران بارها نقش مستقيم و غيرمستقيم رژيم ايران در تشكيل جريانات بنيادگراي تروريستي و تسليح و رساندن كمك مالي و پناه دادن به آنها را افشا كرده است. كما اين‌كه مقاومت ايران بارها ارتباط بين رهبران گروه هاي بنيادگرا و تندرو به‌طور خاص در عراق با رژيم ايران در سالهاي 2002-2007 و كمك رساني و تسليح و كمكهاي مالي و لجستيكي از طرف رژيم به اين گروهها را افشا كرده بود. علاوه بر اين، دخالتهاي رژيم و حضور مستقيم و اعمال نفوذ و سلطه ولايت‌فقيه از طريق مالكي و ديگر جريانات سياسي ساخت ايران و حضور فرماندهان نيروي قدس در سوريه و شركت آنها در كشتار مردم سوريه و انقلابيون آن، پديده اي بود كه قبل از ظهور داعش در اين دو كشور وجود داشت. ...
....
تلاشهاي ايران جهت نزديكي به مصر را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ پاسخ : مصر به‌عنوان بزرگترين كشور جهان عرب همواره مورد هدف رژيم ايران و چالشي براي رژيم ولايت‌فقيه و سياست صدور ارتجاع و به بنيادگرايي او بوده است، از جنبه تاريخي در اواسط قرن بيستم با وقوع دو واقعه مهم، يكي ملي شدن كانال سوئز از طرف رهبر فقيد جمال عبدالناصر و دومي ملي شدن نفت ايران به رهبري دكتر محمد مصدق سرنوشت تحولات كشورها در اين منطقه به‌لحاظ سياسي تغيير كرد و تلاشهاي رژيم ايران براي صدور بنيادگرايي و تروريسم به مصر از روز اول حاكميت ولايت‌فقيه در ايران ادامه يافت تا جايي كه يكي از خيابانهاي تهران به نام ترور‌كننده رئيس‌جمهور سابق "انور سادات "نام گذاري شد، رژيم ايران نقش اشغال گرايانه گسترده خود را در انقلاب مصر قبل و بعد از پيروزي در 25 ژاننويه 2011 (15 ديماه) ادامه داد، به‌ويژه به برنامه ريزي تشكيل نيروي نظامي به سبك پاسداران در دولت محمد مرسي پرداخت، اين اقدامات از طرف رژيم براي نفوذ به ازهر شريف تحت پوش بازگشايي دفتر نمايندگي حوزه علمي جزء سياستهاي هميشگي آخوندها بوده اما به يمن بيداري و فرمان رهبري الازهر به شكست كشيده شد. از نظر مقاومت ايران تا زماني كه از رژيم ايران در عراق، سوريه، لبنان، فلسطين و يمن خلع‌يد نشود، هرگونه نزديكي به اين رژيم چيزي جز فرصت دادن به وي براي صدور بنيادگرايي و تروريسم با همان شيوه هاي به‌كار گرفته در 35سال گذشته، نيست.
بنابراين مشاركت فعال از طرف مصر در عمليات «توفان قاطع» گام مهمي در رويارويي سياست توسعه‌طلبانه رژيم ايران و دخالتهاي آن چه در منطقه و چه در مصر است، اما حفاظت از سلامت جامعه مصري از خطرات رژيم بنيادگراي ولايت‌فقيه از دو جنبه سياسي و فرهنگي و تضمين آن مرهون گسترش روابط با مقاومت ايران به‌عنوان اپوزسيون رژيم و مجاهدين خلق به‌عنوان آنتي تز آخوندهاي حاكم بر ايران است.. »
روزنامه الزمان بين المللي 19 فروردين 1394 ـ 8 آوريل 2015

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ