Menu

حلب شرمي بر وجدان بشريت

image050 5f30f

دكتر اسامه ابوالياس پزشك شهر حلب, تلاش كنيد حلب بعنوان شرمي بر وجدان بشريت باقي نماند

« مجري تلويزيون سي ان ان : ... درحلب بمباران جديد يك بيمارستان ديگررا مورد اصابت قرار ميدهد, حدود 20نفر را مي¬كُشد وساختمان هاي بيشتري را به خرابه تبديل مي كند. در حلب صدها نفر طي فقط ماه گذشته كُشته شده اند, با پزشكي از حلب مصاحبه كرديم كه وي درحال حاضر در ريحانيه در تركيه است ولي يك هفته قبل در حلب بوده است, وي چندين نفررا كه درحملات چهارشنبه كشته شدند را مي شناسد ازجمله پزشك اطفال محمد معاذ, اسامه به من گفت باوجود خطرات غيرقابل وصف, به حلب بازخواهد گشت.
س : دكتراسامه ....اول اينكه شما برخي از افرادي راكه در بيمارستان القدس كشته شدند را مي شناختيد از جمله پزشك اطفال محمد معاذ را , مي خواهم به ما درمورد مرگ آنها و درمورد اين كه آنها خود را وقف اين كار كرده بودند توضيح دهيد؟
دكتر اسامه : دكتر محمد وسيم معاذ يكي از بهترين افرادي بود كه من درزندگي مي شناختم, او ازنفراتي بود كه از شروع انقلاب در مناطق آزاد شده سوريه بخصوص درمنطقه حلب كار مي كرد. او يكي ازنفراتي بودكه , باوجود تمامي موانع و باوجود تمامي مصيبت هايي كه برحلب مي گذشت, از ترك شهر امتناع مي كرد. همچنين باوجود تمامي فرصت ها و پيشنهادهايي كه به وي داده شد كه حلب را ترك كرده و در محل بهتري زندگي كند, اما او تصميم گرفته بود كودكان را رها نكند و وظايف انساندوستانه خود را باوجود تمامي سختي ها انجام دهد.... واقعيت امر اين است كه بزرگترين مشكلي كه بخش پزشكي حلب با آن مواجه است, نبود پزشك درحلب و درمناطق آزاد شده در سوريه است. دكتر محمد وسيم معاذ متخصص بزرگي بود, او يك ارزش علمي بود, كسي بود كه مي خواست تمامي مهارت خود را درخدمت درمان اطفال مريض قرار دهد.
س : مي دانم كه بيمارستان شما هم تعدادي از مجروحين حمله به بيمارستان القدس را پذيرفت, شما درمورد تعداد پزشكاني كه به نجات اطفال درخاورميانه كمك مي كنند گفتيد كه تعداد آنها 25نفر براي نيم ميليون مردم مي باشند, آيا ...اوضاع به اين بديست.
دكتراسامه : بله وضعيت بينهايت وخيم است, تعداد پزشكان در حلب دربهترين شكل آن, بيش از 30 دكتر نيست, آنها درخدمت 250تا 300هزار نفر مي باشند كه معناي آن اين است كه براي هر 10000نفر يك پزشك وجود دارد, شما مي توانيد شرايطي را كه آن پزشكان در حلب به سر مي برند كه بسيار سخت است به آن اضافه كنيد, آنها ساعات طولاني كار مي كنند, دوشيفته, تحت فشار عظيم, زير بمباران و تهديد از دست دادن جان خود, كار مي كنند.
س: و شما هم همين كار را مي كنيد, شما هم زير چنان فشاري هستيد, من نمي توانم تصور كنم ولي تلاش كنيد به ما بگوئيد با علم به اينكه در حالي كه كار مي كنيد هر لحظه ممكن است كشته شويد چه احساسي داريد من حتي نمي توانم تصوركنم؟
دكتر اسامه : من به واقع فكر مي كنم خطرناكترين كاري كه كسي مي تواند داشته باشد اين است كه درحلب پزشك باشد, زيرا دكتر بايد كه ذهني آسوده براي ارائة تخصص خود داشته باشد, ولي يك پزشك چگونه مي تواند تحت چنان شرايطي كه شاهد آن هستيد كار كند؟ !!.... به اميد خدا من عازم مرز هستم و بعد به حلب مي روم, مسئوليتهاي انساني و اخلاقي من ايجاب مي كند كه به تعهداتم دردرمان مردم عمل كنم, من به شهرخود بازمي گردم و به كار خود ادامه مي دهم حتي اگر قرار باشد با خون و جانم, قيمت آنرا بپردازم.
س: بايد بگويم اين شجاعت شما فوق العاده است, فكر مي كردم درحالي كه شما به حلب نگاه مي كنيد آيا احساس مي كنيد جهان آن شهر را رها كرده و به اندازه كافي خشم و فشاري از جانب جهان وجود ندارد؟
دكتر اسامه: واقعيت امر اين است كه آنچه در حلب در جريان است, كمتر از فاجعه نيست و تمام جهان تنها نظاره گراست , تمامي كشورها مي بينند درحلب چه ميگذرد, همه مي دانند وخونريزي و تكه پاره شدن اطفال را به چشم خود مي بينند, مردم عمق درد انساني را كه مردم حلب تحمل مي كنند را مي بينند ولي هيچكس دستي براي كمك, به سوي اين شهروندان مظلوم اين شهر, دراز نمي كند. هركسي كه در حلب بطور خاص و در سوريه بطور عام زندگي مي كند, احساس مي كند فراموش شده و نوميد و خسته است, جهان با سكوتش در برابر جنايات و درد و رنجي كه مردم بي گناه متحمل مي شوند, به آن رژيم جنايتكار كمك كرده است
.....اگر از شهر حلب ديدن كنيد تركيبي از ساختمان هاي ويران شده, خون و اجزاي بدن انسان ها را مي بينيد, اين چيزي است كه اكنون حلب شبيه آن است. حلب تغيير كرده, با تشكر از بمباران هاي رژيم و روسيه اين شهر به ويرانه تبديل شده است!! هركسي كه از حلب اكنون ديدن مي كند, به آنچه مي بيند مي گريد و نسبت به جان انسان هاي ازدست رفته در آن شهر, عميقاً احساس ياس و نوميدي مي كند. حلب مي سوزد, حلب مي سوزد , حلب مي ميرد, حلب ازصحنه محو مي شود, آنچه درجريان است كمتر ازهولوكاست نيست, من واژه ديگري نمي شناسم كه بتوانم درد و اندوهي راكه نسبت به حلب احساس مي كنم بيان كنم. هرچند كه ما بايد بمانيم زيرا به هرترتيب دردرون ايمان داريم كه نهايتاً عدالت پيروز خواهد شد و مظلومين به عدالت دست خواهند يافت آنچه درجريان است كشتن و از بين بردن زندگي است.
س: دكتر اسامه ابو الياس, شما پيامي بسيار قوي داديد با تشكر از اين كه با ما بوديد.
دكتر اسامه : من هم از توجه شما به مردم سوريه تشكر مي كنم, مي خواهم پيامي به مردم بفرستم, تلاش كنيد هركاري مي توانيد انجام دهيد تا كه حلب بعنوان شرمي بر وجدان بشريت باقي نماند, با تشكر./ مجري : مصاحبه اي انگيزاننده با فردي شجاع بود.».

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ