Menu

نامه زنداني سياسي صالح کهندل از زندان گوهردشت

image031 a9095

زندانی سیاسی صالح کهندل

« بع ... بع ... بع ...!! -متن کامل نامه صالح كهندل ازنظرتان ميگذرد: کدخدايي خواهر زاده خود را منسبي مهم داد و بر جلب اعتماد مردم هر چه داشت در اختيار او قرار داد و به وي توصيه کرد هر چه در توان داري مردم را غارت کن که در آن شريک هستيم، کار به جايي رسيد که خواهر زاده رسواي عام و خاص شد و شکايت به کدخدا بردند. کدخدا به وي گفت: فردا تمام شاکيان را فرا خواندم و تو هم آنجا باش و هر چه از تو پرسيدند تنها بگو: بع... بع...! روز موعود فرا رسيد و خواهر زاده هر آنچه قرار بود چنان کرد و مردم مال باخته چنين پنداشتند که وي ديوانه شده و او را به حال خود رها کردند حال وقتي کدخدا احساس کرد ترفندش کار ساز شده خواهر زاده را پيش خود خواند و گفت توانايي دايي ات را ديدي اکنون برو و اموال دزدي و آنها که به تو سپردم بيار تا تقسيم بکنيم.خواهر زاده محبوبش تنها گفت: بع...! بع...! کدخدا گفت: اي لعنتي بع، بع، براي دايي هم بع، بع؟!! اما تنهاجوابي که شنيد اين بود: بع... بع... بع...!
براي کسي پوشيده نيست که رفسنجاني براي حذف رقباي اصلي خود يک شبه خامنه اي را به مقام رهبري رساند و در اين فتنه به بسياري از اميال خود نايل آمده و او کسي بود که در تصميمات حياتي 37 سال رژيم نقش مهمي را داشته و در اين مدت هيچ زماني را نمي توان ياد کرد که رژيم کوچکترين مخالفتي را حتي از جانبان نزديکان خود تحمل بکند بله براي نابودي هر حزب و افرادي که کوچکترين زاويه با اصل ولايت فقيه داشته به هر شيوه کثيفي دست زدند که نمونه هاي زيادي در تاريخ 37 سال گذشته به چشم مي خورد. رفسنجاني و دستگاه وابسته با آن با وهم و خيال خود چنين مي پنداشتند که هر چه اين سياست يعني حذف مخالفين بيشتر باشد شرايط تنها و تنها به نفع آنها خواهد بود که خود را جايگزين اصلي طرح بکند. و با همان خيال باطل چند سالي است که به سراغ خامنه اي مي رود تا به خاطر خدمات بزرگي که در حق ايشان کرد سهمي را بگيرد ولي اينک خود را در چاهي مي بيند که براي کندن آن سر از پا نمي شناخت و او را با همان الفاظي خطاب مي کنند که در گذشته خود به آنها آموخته بود که به وطن پرستان واقعي بگوئيد وطن فروش و مبارزان راه آزادي و عدالت بگويند منافق....
سايت قاصدان آزادي ـ صالح کهندل -زندان جهنمي گوهردشت - 25 بهمن 1394».

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ