Menu

«دمشق یک "کشتارگاه انسانها"»

سرمقالهلوموند – ۱۰فوریه2017-

bashar asad 8466b«بین سالهای 2011 و 2015، 13000 تن که اکثرا غیر نظامی بوده اند، در زندانی در شمال دمشق به دار آویخته شده اند. در همان دوران و در همین زندان «صیدنایا»، هزاران اسیر دیگر زیرا ضربات کشنده مأموران، شکنجه یا از فرط گرسنگی، تشنگی، بیماری یا فرسایش جسمی، جان خود را از دست داده اند.

در گزارشی که با دقت فراوان، با تکیه به اسناد و شواهد متقن و با ذکر جزئیات در اوایل هفته گذشته از سوی سازمان عفو بین الملل انتشار یافته، ماشین مرگ و آدم کشی که رژیم بشار اسد تجسم آن است، همان دیکتاتوری که برخی پارلمانترهای فرانسوی بعضا با علاقه و اشتیاق به دیدنش میروند، تشریح شده است. نکته بسیار غم انگیز در این قضیه اینست که گویا کمتر کسی را بحد کافی متأثر میکند و تکان میدهد. وحشتناک تر از همه اینکه شهادت شهودی که در جریان تحقیقات مشابه دیگر فاش شده، را بنحوی غیر قابل انکار تأیید میکند. حتی به لحاظ تاریخی و در منطقه آشوب زده خاور میانه، خشونت رژیم دمشق علیه مردم خود بی همتا است.

همین خشونت است که دست کم به اندازه حضور گله های جهادیست القاعده یا سازمان «دولت اسلامی»، در قلب بحران سوریه قرار دارد. بربریت این رژیم بخش تفکیک ناپذیری از ترا‌ژدی سوریه است. غیر ممکن است بتوان با بهانه های تکراری و نخ نما شده حتی تا حد سخافت و ابتذال، که گویا «چاره ای جز کنار آمدن با همین رژیم نیست» چون «آلترناتیو آن به مراتب بدتر خواهد بود»، یا استدلالات مشابه به نام واقع گرایی سیاسی، بر چنین جنایاتی چشم بست. اما میماند که چگونه باید با رژیمی که ده ها هزار تن از مردم خود را کشتار کرده، برخورد کرد؟ و چگونه میتوان آینده ای با حضور بشار اسد در صحنه برای این کشور تصور کرد؟ تنها سوریها میتوانند به این پرسشها پاسخ دهند.

در زندان صیدنایا، همه هفته گروههای گاه تا 50 نفر را شبانه از سلولهایشان بیرون می کشیده، نزد یک قاضی می برده اند که کسی نمیداند چه میگفته، سپس با ضرب و شتم بسوی چوبه دار می برده اند.

گاه جوان ترین این قربانیان تیره روز که بدلیل وزن سبکشان به این شیوه خفه نمیشده اند، را جلادان از طناب جدا کرده، خود گردنشان را خرد میکرده اند. عفو بین الملل در تشریح آنچه که یک «کشتارگاه انسانها»

(« un abattoir humain ») نامیده، شهادت قریب به یکصد شاهد عینی – زندانبان، پزشک و زندانیان سابق – را استماع و ثبت کرده است.

این سازمان از کارزار و پروژه ای صحبت میکند که تصمیم و سازماندهی آن در بالاترین سطح نظام دیکتاتوری سوریه گرفته شده است. ماشین مرگ و آدم کشی زندان صیدنایا پرونده موسوم به «سزار» را به یادمان میاورد. در سال 2014، یک عکاس پزشکی قانونی دمشق با نام مستعار «سزار» موفق شد بیش از پنجاه هزار کلیشه عکسهایی را که از زندانیان جان باخته در زندانهای بشار اسد بدلیل گرسنگی، بیماری یا زیر شکنجه، گرفته شده بود، به خارج از سوریه منتقل کند.

این هزاران سوری که جان و زندگیشان این گونه ضایع و نابود شده چه کسانی هستند؟ عفو بین الملل از یک «سیاست امحاء» (« politique d’extermination ») با هدف نابود کردن کوچکترین صدای مخالف از طریق ایجاد رعب و وحشت صحبت میکند. منطق این رژیم همین است. تنها اپوزیسیونی که [رژیم] میتواند تحمل کند، رادیکال ترین نوع اسلامیستها است، آن هم دقیقا به این دلیل که موجودیت رژیم که خود را در داخل و خارج بعنوان سپر و سد نهایی در برابر بربریت جهادیستی معرفی میکند، را توجیه میکنند. بربریت این اردو به حفظ موجودیت اردوی متقابل کمک میکند. ماجرای فاجعه سوریه همین است : همدستی و اشتراک در جنایت انبوه.

رژیم و متحدان روس و ایرانی آن که حکومت دمشق را بر سر پا نگاه داشته اند، خود را پشت انکار و تکذیب پنهان میکنند. مذاکرات بین طرفهای سوری قرار است روز 20 فوریه تحت سرپرستی سازمان ملل در ژنو از سر گرفته شود. آنتونیو گوترز، دبیرکل سازمان ملل متحد، اعلام کرده که از گزارش عفو بین الملل «وحشتزده و منزجر» شده است. حال حداقل کاری که سازمان ملل میتواند انجام دهد، صدور دستور یک تحقیق جامع مستقل در تمام زندانها و بازداشتگاههای شناخته شده سوریه است.»

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ