Menu

آرزوهاي رنگي دختر كوچولوي ايراني

iranian girl bfa13سلام!...اسم من ساراس. من يه دختر ايراني ام....دختري با آرزوهاي رنگي...با خوابهاي طلايي....

من الآن يه دخترم، يه دختر هشت ساله...اما يه روزي بزرگ ميشم، واسه خودم يه خانوم ميشم... مثل مامانم... مثل خاله هام!... مثل همه زنهاي ايران...

ولي شايد تعجب كنيد، من دوست ندارم بزرگ بشم.... دوست دارم براي هميشه يه دختر هشت ساله بمونم....چون اگه بزرگ بشم بايد خيلي مواظب لباس پوشيدنم باشم وگرنه دستگير ميشم.

من تو خيابونهاي شهرمون....زنهاي زيادي رو مي بينم.... مثلا زني رو ديدم كه مأمورها...با مشت و لگد اون رو سوار ماشين كردن و بردن....دليلش رو از مادرم پرسيدم....گفت موهاش از زير روسريش پيدا بود. گفت جرمش...لباس پوشيدنش بود.

من تو خيابونهاي شهرمون زني رو ديدم كه دستفروش بود....كنار خيابون كتكش مي زدن....مامانم گفت كسي رو نداره...بي پناهه.

من تو خيابونهاي شهرمون...زني رو ديدم كه معتاد بود....با بچه اي كه زير چادرش پنهون شده بود و از گرسنگي گريه ميكرد.

و دخترهاي جووني رو ديدم كه كنار خيابون وايستادن....مامانم ميگه از خونه شون فرار كردن.....جايي ندارن كه برن...

من دوست دارم براي هميشه يه دختر هشت ساله بمونم... ولي همه دختراي اين شهر مثل من نيستن. دخترهايي هم هستن كه نه دوست دارن هشت ساله بمونن..و نه دوست دارن كه بزرگ بشن.....دخترهاي كوچولويي كه مدرسه نميرن...كنار چهارراه ها آدامس مي فروشن...گل مي فروشن و همه اذيتشون مي كنن.

يه بار مامانم ازم پرسيد...دوست داري وقتي بزرگ شدي چيكاره بشي؟ گفتم قاضي ...مامانم گفت يك شغل ديگه بگو...گفتم خلبان...گفت نه....من ديگه هيچي نگفتم...فقط بغض كردم و زير لب گفتم: من دوست ندارم بزرگ بشم....

مادرم ميگه ايران، بزرگترين زندان براي زنهاست...چرا؟؟؟....مگه زنهاي سرزمين من چه گناهي كردن؟؟؟؟....مگه چي ميخوان؟؟؟

مامانم جوابِ همه سؤالاي من رو نميدونه....اون خودش هم سؤال داره....شما چي؟؟؟؟!...

شما ميدونيد؟؟؟؟

كسي هست كه كاري كنه تامن بزرگ شدن رو دوست داشته باشم؟؟؟

كسي هست كه كاري كنه تا ايران..ديگه هيچوقت زندان زنان نباشه؟؟؟

فرداي من...تو دستهاي امروز شماست....

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ