Menu

صدای مظلومان

m1 da20bوقتی مشتی می کوبه زدرد به سینه شکسته اش پدر

که چرا بی سرپناهن زن وبچه ش تو خیابون دربدر

وقتی کودکان کاربی گناه تا بوق سگ جون می کنند

توی برف چله بی کفش و کلاه و حتی یه پیراهنند

وقتی بچه بلوچ یه لقمه نون شبها توی خواب میبینه

واسه رفع تشنگی سرتوهوتک کرما روتوآب میبینه

وقتی چهره های سوخته ، لب شط یادل صحراوکویر

نه هوا دارن نه آبی ، پینه بسته دستاشون گشته اسیر

وقتی کلیه فروشی شده کار مردم ستمزده توشهرما

می فروشند بچه های توشکم ها شونو گریون مادرا

وقتی درگور جای مرده آدم زنده توگورها میخوابه

یا توسرمای زمستون شبا تا صبح توی کارتن بیتابه

وقتی بنزین جای استفاده کردن توی با ک ماشین ها

واسه خود سوزی شده ، وسیله راحت تودست مردما

وقتی دست یک فقیروواسه برداشتن نون قطع میکنند

ولی میلیاردا پولودزدا وقاضی توی بانکها می سپرند

وقتی دخترای گل فروش تو برف و سرما می میرند

ولی نفت وگاز این مملکت و ژن های برترمی برند

وقتی بچه های محروم و گرسنه توی آشغال می لولند

ولی دزدای وطن فروش توکاخ مرمری شام میخورند

وقتی بی نوایی آتش می کشه به خود و پرپرمی زنه

یا که دستفروش بیچاره رومزدوری با باتوم می زنه

وقتی زحمتکش کولبرتوی کوه شب تا سحربارمیبره

اماآخرتن خسته ش هدف گلوله مزدورای خیره سره

وقتی کارگر تومعدن خون دل میخوره وزجرمیکشه

ولی شیره جونش رو یه آخوند دیکتاتور سرمی کشه

وقتی هرخروش وفریاد ستمدیده روخاموش می کنند

روی دست پینه بسته پا گذاشته وشراب نوش میکنند

وقتی ۳۰ هزارمجاهدخلق وتوزندونا سردارمی برن

مادرا شاخه گل ها رو سر گورهای جمعی میزارن

وقتی ۱۲۰ هزارمجاهد واسه آزادی خلق شهید میشه

ولی اسمش توی تبلیغ آخوندی رژیم،منافق پلید میشه

وقتی بی گناه جونها روتو زندون زیرشلاق می برند

دست وپا شون شکشته آخرش سنیه ها شونومی درند

وقتی ریحانه ای رو واسه دفاع ازحرمتش دارمیزنن

دخترا به صورت اسید پاشیده چنگ زده زارمیزنن

وقتی با تجاوزوزجرآدم ها رو تو سیاهچال می کشن

ومیگن خودکشی کرده بماچه ، زیادی مواد می کشن

وقتی مادر میزنه ازته دل داد می پاشه خاک بسرش

که چرا شکنجه کردن و به نامردی بکشتن پسرش

وقتی درویشا بجای خانقاه بایدتوزندون اوین دعاکنند

دخترای نوجوان برای حفظ آبرو جونشون وفدا کنند

وقتی واسه سنی بودن آدم ها رو بالای دارامی برن

یا اگه مسیحی با شی سر تو روی صلیبت می برن

وقتی کردوترک ولر،ترکمن وبلوچ وسرکوب میکنند

خلق محروم و ستم دیده رو با اسلحه مرعوب میکنند

من می خوام صدای مظلوما با شم دردشونو دادبزنم

توی هر گوشه دنیا این همه ظلم ها رو فریاد بزنم

وقتی اشگ از چشای بچه کوچک یتیم بیرون میآد

دلم از سینه می خواد بترکه ،ِ گوله بشه بیرون بیاد

واسه گرفتن حق ستمد یده محروم مثل مولامون علی

بزنم آتیش به قلب ظالم اول ویه تیرخلاص به آخری

تا زمستون ستم بره، بهار بیاد آب بشه تو دل غصه ها

بتا به خورشید آزادی نباشه قفس و آوازبخونن بلبل ها

مادرا بغل کنند زندونیا رو بذارن حلقه گل روشونه ها

بزنند سازو دهل با رقص دوباره بریزند تو کوچه ها

تا جای شیون و زاری درد و ناله اشک و آه ازخونه ها

بشنویم دوباره خنده بابا شادی مامان توی جشن بچه ها

تا دیگه کودکی آواره نگرده پا برهنه تو میون لجن ها

بره مدرسه با دوستش ببیننه لبخند شیرین خانم معلم ها

تا دیگه بوسه باشه بجای شلاق ستم به دست پینه بسته ها

بخوابه بچه توی اتاق گرم ونباشه شبای سرد توکارتن ها

علی مقدم

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ