Menu

مقاومت

دکتر کاظم رجوی: «ما تاریخ حقوق‌بشر را با خون خود می‌نویسیم».

moghavemat3 275cb

دکتر کاظم رجوی شهید راه آزادی، مدافع حقوق بشر

روز چهارم ارديبهشت سال ۱۳۶۹ دکترکاظم رجوي برادر بزرگ آقای مسعودرجوي، در سوئيس توسط تروريستهای صادراتی رژيم جنایتکار ولی فقیه به شهادت رسيد.
دكتر كاظم رجوی در سال ۱۳۱۲ شهرستان طبس به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را درمشهد به‌پایان رسانید و دوسال نیز به‌معلمی در همان شهر گذراند. سپس با عزیمت به‌تهران در رشتهٴحقوق دانشگاه تهران مشغول تحصیل گردید. و آن‌گاه در سال ۱۳۳۷ پس از تالیف اولین كتاب خود به‌نام مقدمه بر روانشناسی سیاسی ایران، و اخذ درجهٴ لیسانس جهت ادامهٴ تحصیلات روانهٴ فرانسه شد.
دكتر كاظم در ادامهٴتحصیلات خود، با سخت كوشی بسیار و با مطالعات فشرده، موفق به‌اخذ شش درجهٴ دكترا در رشته‌های حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه‌های فرانسه و سوئيس شد.
اما روح آزاده و مردمیش هرگاه كه جنایات شاه را در سربریدن آزادی و پیشتازان آن می‌دید او را به‌مبارزه علیه رژیم شاه می‌كشاند و شنیدن خبر دستگیری و احتمال اعدام برادرش مسعود در سال ۵۰ بود كه مسیر زندگی او را به‌تمامی تغییرداد.از آن پس، زندگی دكتركاظم در تلاش و فعالیت سیاسی فشرده و سازماندهی یك پیكار بین‌المللی جهت نجات جان زندانیان سیاسی و مجاهدان و مبارزان راه آزادی ایران گذشت.
وی بااين که بعد از انقلاب ضدسلطنتی مدتی سفير ايران در مجمع اروپايی سازمان ملل بود، اما دربرابر نقض وحشيانه حقوق بشر توسط حکومت آخوندی ساکت ننشست و سفارت و پست و مقام را ارزانی کارگزاران ديکتاتوری آخوندی نمود.
زندگی دكتر كاظم عبارت بود از مبازره بی‌‌وقفه علیه رژیم خمینی به‌خصوص برای افشای جنایات آن در صحنه بین‌المللی با برگزاری كنفرانسهای مطبوعاتی، شركت در مجامع بین‌المللی، ایراد سخنرانیهای روشنگرانه و حضور فعال در اغلب مبارزات هم میهنان خارج از كشور. او همواره به‌عنوان فرستاده ویژه رهبر مقاومت در جلسات و كمیسیونها و مجامع بین‌المللی حضور مىيافت، با نمایندگان و هیاتهای مختلف كشورها دیدار و گفتگو می‌كرد، آخرین اخبار جنایات رژیم را به‌اطلاع آنها و نیز مطبوعات و رسانه‌های جمعی می‌رساند، همراه شكنجه‌‌‌شدگان و اسرای آزاد شده به‌این سو و آن سوی جهان سفر می‌كرد و باارائه شواهد و مدارك مستند شكنجه و اعدام توسط رژیم ماهیت قرون وسطایی و ضدبشری ‌‌آن‌را‌ افشا و بر بی‌آیندگی رژیم خمینی و اعتلای روز افزون و اعتبار مقاومت تاكید می‌كرد.

حاصل دور اول زندگی مبارزاتی و سیاسی شهید بزرگ حقوق بشر، حفظ مسعود برای جنبش انقلابی و مردم ایران بود. آن فرزانه فروتن در دور آخر، با شهادتش بی پایگی دروغ ترین دروغها؛ ادّعای اعتدال و ثبات بقایای رژیم خمینی را شهادت داد. زندگی و شهادت کاظم رجوی  شاهکار عشق و راستی بود» (راه آزادی، دور دوم، شماره 5، خرداد1369، ص40).
     دكتر كاظم رجوي در آذرماه سال 1362 به عنوان فرستاده ويژه مسئول شوراي ملي مقاومت براي بررسي درمورد طرح قطعنامه يي در مجمع عمومي ملل متّحد به نيويورك اعزام شد. در نتيجه تلاشهاي او در مجمع عمومي ملل متحد, موضوع تعيين يك نماينده ويژه براي پيگيري مساٌله نقض حقوق بشر در ايران مطرح گرديد و مجمع عمومي, كميسيون حقوق بشر را موظّف نمود كه به نماينده خود ماٌموريت بدهد كه منتظر اجلاس سالانه كميسيون نشود و گزارش موقّت خود را به مجمع عمومي ارسال كند. اين امر پايه گذار بسياري از محكوميتهاي رژيم خميني توسط ارگانهاي مختلف ملل متّحد گرديد.
      ـ در ديماه سال 1363 دکتر کاظم در راٌس هياٌتي در سي و نهمين اجلاس مجمع عمومي ملل متحد در نيويورك شركت كرد. در جريان اين اجلاس نمايندگان كشورهاي مختلف در جريان ديدار هياٌت  مقاومت ايران با آنان, آمادگي شان را براي دادن راٌي مثبت به قطعنامه محكوميت رژيم خميني, به خاطر نقض ابتدايي ترين حقوق بشر در ايران, اعلام كردند.
      ـ در بهمن 63, به همراه هياٌتي از مقاومت, در چهل و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر ملل متحد, كه از تاريخ 15بهمن تا 24 اسفند همان سال در ژنو برگزار گرديد, شركت نمود. هياٌت نمايندگي شوراي ملي مقاومت ضمن شركت در جلسات متعدّد كميسيون, با رئيس كميسيون حقوق بشر و نمايندگان كشورهاي مختلف ملاقات نمود و نقض آشكار حقوق بشر در ايران را براي آنان تشريح كرد. دكتر رجوي در ملاقات با رئيس كميسيون, خواستِ هياٌت مقاومت ايران داير بر تصويب قطعنامه يي در محكوميت رژيم خميني و ارجاع مساٌله نقض حقوق بشر در ايران به مجمع عمومي ملل متحد را به اطلاع وي رساند. در اثر فعاليتهاي هياٌت, چهل و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر ملل متحد با صدور قطعنامه يي نقض حقوق بشر در ايران را محكوم كرد.
    ـ در دوم ارديبهشت 1364, با دبير كل سازمان ملل متحد, كه براي شركت در يك كنفرانس به ژنو مسافرت كرده بود, ملاقات و گفتگو كرد. او, در اين ديدار, ليست شهيدان مقاومت را به دبير كل ملل متّحد داد و ادامه نقض وحشتناك حقوق بشر در ايران را به وي يادآوري كرد.
      كميسيون سوّم مجمع عمومي ملل متحد براي نخستين بار, در اولين هفته ماه دسامبر 1985 (10 تا 17 آذر 64), در چهلمين اجلاس خود براي اولين بار به بحث و بررسي پيرامون نقض حقوق بشر توسط رژيم خميني پرداخت. اين بررسي براساس گزارش نماينده ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد, آقاي آندرياس آگيلار, صورت گرفت.
   همزمان با ارائه گزارش نماينده ويژه كميسيون حقوق بشر به كميسيون سوم مجمع عمومي سازمان ملل, و در ادامه كوششها و اقدامات چهارساله يي كه از طرف شوراي ملي مقاومت, براي افشاي جنايات رژيم خميني در محافل بين المللي صورت گرفته بود, دكتر كاظم رجوي, فرستاده ويژه مسئول شوراي ملي مقاومت, به نيويورك رفت و در اجلاس كميسيون سوم مجمع عمومي شركت كرد. او طي ملاقات با 93 هياٌت نمايندگي, ازجمله 73تن از سفيران كشورهاي عضو سازمان ملل پيرامون جنايات رژيم خميني با آنان گفتگو كرد و اسناد و مداركي از جزئيات نقض آشكار حقوق بشر در ايران را در اختيار آنان قرار داد.
   دو روز قبل از بررسي قطعنامه مربوط به نقض حقوق بشر در ايران, خانمها مژگان همايونفر و نرگس شايسته و آقاي حسين دادخواه, از  اسيران شكنجه شده و از بندرسته رژيم خميني, كه به نيويورك اعزام شده بودند, در يك كنفرانس مطبوعاتي در محل سازمان ملل, چگونگي دستگيري و شكنجه هاي خود را براي بيش از 50خبرنگار تشريح كردند. اين شاهدان هم چنين با بيش از 40 هياٌت نمايندگي ديدار كرده و آنان را از وضع دستگيري خود و شكنجه هاي متحمّل شده, آگاه كردند.
      سرانجام قطعنامه يي در محكوم شناختن نقض آشكار حقوق بشر در ايران, در نيمه شب جمعه 6دسامبر 1985 (15آذر 1364) با اكثريت 53 راٌي موافق به تصويب رسيد و بدين سان مقاومت عادلانه ايران به پيروزي بزرگي دست يافت . در پي تصويب اين قطعنامه, دکتر کاظم طي مصاحبه يي با روزنامه نيويوك تايمز, ازجمله گفت: «ما تاريخ حقوق بشر را با خونهايمان مي نويسيم».
        تلاشهای روشنگر دکتر کاظم در زمینه افشای نقض گسترده حقوق بشر در ایران از آن پس نیز ادامه یافت. تا زمانی که کارنامۀ درخشان روشنگریهای حقوق بشریش با جوشش خون همواره ماندگار خودش مُهر پایان نهاد
كارنامه درخشان فعالیتهای او، كارنامه افتخار بزرگ مردی وارسته و فداكار است كه زندگی خود را وقف یاری به‌ مقاومت و تلاش در راه آزادی مردم و میهن خود نمود.
سرانجام همان طور که خود گفته بود ”ما حقوق بشر را با خون خود می نويسيم“ ، خون پاک خود را فدای حقوق بشر و آزادی ايران کرد.
پيکر دکترکاظم رجوی از سوئيس به عراق منتقل شد و در کربلا، به خاک سپرده شد. دكتر كاظم رجوی، در هنگام شهادتش دارای همسر و سه‌فرزند بود.یادش گرامی باد

ادامه مطلب...

گرامی باد سالروز شهادت اولین دسته از مرکزیت سازمان مجاهدین خلق

moghavemat3 3d6ac

سازمان مجاهدین خلق ایران، پس از سرکوب قیام پانزده خرداد 1342، برای گشودن بن‌بست مبارزهٴ مردم ایران، توسط محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان بنیانگذاری شد. یعنی درست در زمانی که بسیاری از رهبران سنتی و عافیت‌طلبان مدعی مبارزه، بعد از سرکوبی قیام مردم در 15خرداد، کنج عافیت برگزیدند. آنهایی که از «ذات اقدس شاهانه» امید گشایش سیاسی داشتند. در چنین فضای مرده‌ای، سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ ایران، جوانه زد. سازمانی که توانست در فضای خفقان ساواک آریامهری، هفت سال کار پایه‌یی کند تا سازمانی بسازد برای پیش‌بردن مبارزهٴ مردم ایران و رساندن آنان به پیروزی.

اما این سازمان هنوز آمادهٴ عمل نبود. پس از 6سال کار فشرده تئوریک و در آستانهٴ آمادگی برای وارد شدن به پراتیک انقلابی، در سال 1350، سازمان مجاهدین ضربه خورد. این ضربه، در اثر خیانت یک عضو سابق حزب توده، به نام شاهمراد دلفانی، بر پیکر سازمان نوپای مجاهدین، وارد شد. بنیانگذاران سازمان، تمامی مرکزیت و بیش از 95درصد کادرهای سازمان، دستگیر شدند.

این ضربه، درست در زمانی وارد شد که رژیم شاه پس از برگزاری جشنهای رسوای 2500ساله، نیازمند یک قدرت‌نمایی داخلی بود تا حاکمیت خود را محکم نشان دهد. در همین راستا نیز، ساواک شاه می‌کوشید بنیانگذار کبیر سازمان مجاهدین، محمد حنیف‌نژاد را به تسلیم وادارد. هم‌چنین، ساواک با شکنجه اعضای مجاهدین، در تلاش بود آنها را به ندامت کشانده، مجاهدین را بدنام کند.

6ماه پس از ضربه به مجاهدین، بر اثر فشارهای جهانی، به‌ویژه فعالیتهای شهید بزرگ حقوق‌بشر، دکتر کاظم رجوی، رژیم شاه مجبور شد به یک دادگاه فرمایشی تن دهد. دیکتاتوری سلطنتی اعلام کرد که دادگاه چند تن از مجاهدین، علنی خواهد بود. دادگاهی با حضور خبرنگاران خارجی.

در چنین شرایطی یک فرصت تاریخی، برای اعضای مرکزیت مجاهدین به وجود آمد. فرصتی برای شناساندن سازمان، همچنین افشای رژیم شاه. فرصتی که بهای آن، خون خود آن سروهای ایستاده بر سر پیمان بود.

دادگاه فرمایشی تشکیل شد و گروهی از اعضای مرکزیت و کادرهای مجاهدین، از جمله رهبر مقاومت، مسعود رجوی به‌ پای میز محاکمه کشیده شدند. اما مجاهدان پیشتاز با هوشیاری تمام حیله دژخیمان ساواک را دریافته و بیدادگاه را به دادگاهی برای محاکمه رژیم ضدخلقی شاه تبدیل کردند. آنها با دفاعیات شجاعانه و افشاگرانهٴ خود، نقش بسیار ارزنده‌یی در معرفی اجتماعی سازمان ایفا کردند.

دادگاه از بهمن ماه 1350 آغاز شد. روزنامه‌های رژیم نیز اخبار سانسور شده‌یی در مورد آن منتشر می‌کردند.
دفاعیات پرشور و مستدل و انگیزاننده مجاهدین، توانست دادگاه را به‌یک افتضاح سیاسی بزرگ برای شاه تبدیل کند. از طرفی، همین دفاعیات، سازمان مجاهدین را، در ابعاد گسترده اجتماعی، به مردم ایران شناساند.

اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان، به‌روشنی صلاحیت دادگاه را برای محاکمه خود نفی کردند، شغل خود را «مجاهد» اعلام کردند و در برابر این پرسش که تبعه کدام دولت هستید، به‌صراحت گفتند: «خلق‌ایران!»

دفاعیات اعضای مرکزیت مجاهدین به‌رغم همهٴ تمهیدات ساواک شاه، از دادگاه و زندان به بیرون راه یافت. انتشار این دفاعیات، مردم ایران، به‌ویژه جوانان را تکان داد.

سرانجام روز30فروردین 1351 رژیم شاه مجاهدان قهرمان ناصر صادق، محمد بازرگانی، علی میهندوست و علی باکری را پس از ماهها شکنجه، به جوخهٴ اعدام سپرد. اما رژیم نتوانست مسعود رجوی را، که در همین بیدادگاه به اعدام محکوم شده و حکم اعدام او در تجدیدنظر هم تأیید شده بود، اجرا کند. این خودداری نادر، به یمن تلاشهای بی‌وقفه و افشاگریهای بین‌المللی شهید بزرگ حقوق‌بشر، دکتر کاظم رجوی به شاه تحمیل شد. مسعود رجوی پس از اعدام یارانش، طی پیامی که از زندان به بیرون فرستاد، نوشت: «به‌عنوان یک مجاهد ناچیز و به اقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشکیلاتی، خود را آماده کرده بودم تا ناچیزترین سرمایه خود، یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ ادا کنم... اما منافع دیکتاتوری حاکم، مخصوصاً در خارج ایران مرا فعلاً از این سعادت جاویدان محروم کرده است... لیکن آنچه در این لحظات مهم است، تجدیدعهد با شهیدان به‌خون‌خفته خلق است که در آخرین لحظات، لبهای تبدارشان را بوسیده و صدای تپش قلبشان را که جز به‌ خاطر سعادت و آزادی خلق نتپیده است، شنیده‌ام و متفقاً سوگند خورده‌ایم تا پیروزی».

اعدام نخستین دسته از مرکزیت مجاهدین یک شوک بزرگ و جدی به جامعه زیر حاکمیت دیکتاتوری سلطنتی وارد کرد. به‌ویژه، این فدای بزرگ، محیط‌های روشنفکری مثل دانشگاهها را لرزاند.

به این ترتیب بود که مجاهدین توانستند ضربه اول شهریور1350 را به یک اعلام موجودیت و معرفی سازمان مجاهدین تبدیل کنند. آنان برخلاف آنچه شاه می‌خواست، نه تنها ناامیدی را که تهدید خود به خودی پس از شکست بود، از خود زدودند، بلکه امید بزرگی را به وجود آوردند. امید به وجود نهالی که هر روز در کوران مبارزه و انقلاب تنومندتر شده، می‌رود تا آرمان آزادی را برای مردم و تاریخ خونبار ایران، به ارمغان بیاورد. آرمانی که خون اعضای مرکزیت مجاهدین در 30فروردین 1350، آن را آبیاری کرد و به فردا سپرد!

 

ادامه مطلب...

ولی‌فقیه «موشک خورده»!

iran4 0c04eدر پی تهاجم هوایی ائتلاف سه کشور غربی به دو پایگاه مهم تولید سلاح‌های شیمایی و نظامی بشار اسد خون‌ریز، بسیاری از تحلیل گران بر این باورند که در زیر پوست این حملات به یقین «پدرخوانده تروریسم» در منطقه یعنی دیکتاتوری ولی‌فقیه و سیاست های کشور گشایانه وی خوابیده است.

شلیک بیش از یکصد موشک به مراکز نظامی یک دیکتاتور خون‌ریز که بر کودکان، زنان باردار و سالمندان کشور خود نیز رحم نمی‌کند، به‌واقع پاسخ منطقی به «جنایت علیه بشریت» از سوی بشار اسد و پدرخوانده وی یعنی خامنه‌ای زهر خورده می‌باشد.
صحنه‌ها و تصاویر جانکاه نوزادان معصومی که در سایه «نیروهای حمایت از حرم» ولایت با سلاح‌های شیمایی و یا بمب‌های بشکه‌ای به قتل رسیده‌اند، به یقین وجدان هر انسان دردمند و آزاده‌ای را بدرد می‌آورد و ضرورت یک اقدام بین‌المللی علیه این بربریت را هرچه بیشتر بارز می‌کند.بهرحال پیام به‌قدری روشن بود که هنوز «سحر نشده» و آواز «قوقولی‌قوقو» خروس‌ها به آسمان نرفته، «مقام معظم» با عجله وارد میدان شد و ضمن عربده‌کشی‌های متداول و هارت و پورت، درد دل» رهبر موقت» را اینگونه به بیرون ساطع کرد «این حمله‌ی سحر به سوریه یک جنایت است! بنده به‌صراحت عرض میکنم که رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس‌جمهور فرانسه و نخست‌وزیر انگلیس جنایتکارند و جنایت کرده‌اند»!با قدری تامل در این جملات، به‌خوبی می‌توان به روحیه باختگی، سردرگمی و اذعان به شکست‌های استراتژیک ولی‌فقیه در منطقه رسید. زیرا خامنه‌ای هرگز در مخیله‌اش این حجم از ائتلاف جهانی علیه سیاست های خود و این حجم از «موشک‌های کروز» را نه می‌دید و نه تصور آن را می‌کرد.
وی که «چرخش دوران» را فهم نکرده است، به اشتباه بر این باور بود که با اهرم سوریه و کشت و کشتار در این کشور مصیبت‌زده، بهترین و مناسب‌ترین برگه را برای «چک‌وچانه زنی» بر سر وضعیت نهایی برجام در دست دارد. بر این سیاق بغایت اشتباه، دیپلماسی امنیتی – نظامی خامنه‌ای می پنداشت که به مانند گذشته می‌توان با حربه «تروریسم منطقه‌ای» باج‌گیری نمود و میز مذاکرات برای آینده را چید!همچنین این گونه بیان، آن روی دیگر اعتراف به ابعاد ضربه نظامی و تبعات بسیار روشن سیاسی این واقعیت می‌باشد که ولی‌فقیه ناچار به عقب‌نشینی‌های هرچه بیشتر و بیشتر خواهد گردید، زیرا ترجمان جملات فوق در فرهنگ آخوندی، به معنای بروز واقعه‌ای دردآور است که به یقین اخبار و جزئیات آن در آینده نه چندان دور به بیرون درز خواهند کرد.
اینکه چه تعداد از کادرهای نیروی تروریستی قدس و یا زیر شبکه‌هایی مانند اعضاء حزب الشیطان طی این حملات کشته شده‌اند، در رابطه با آن اخبار ضدونقیضی وجود دارد، اما آنچه که مسجل است، سخنان خامنه‌ای ترجمان بیان واقعیتی بنام ابعاد شکست یک استراتژیک و ریختن هیبت نظامی سرکوبگر، تروریستی و پوشالی است که پنداری روزی روزگاری بر «کشتزار چغندر» سیر و سیاحت می‌کرده است.شاید سخنان خرم نماینده سابق رژیم در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در این رابطه قدری ابعاد مواضع «ولی‌فقیه قبض روح شده و موشک خورده» را بهتر و بیشتر باز نماید. وی در این رابطه اعتراف می‌کند: «روسیه هیچ واکنشی نظامی در قبال حمله غرب از خود نشان نداد و تنها سوریه و شاید به قول خبرگزاریها، جمهوری اسلامی پای ضدموشکها ایستادند و شانس خود را آزمایش کردند». (سایت حکومتی فردا نیوز ۲۶ فروردین ۱۳۹۷)اما گذشته از ابعاد نظامی این تهاجم، باید به تبعات سیاسی آن به‌ویژه به هر آنچه که به سیاست های مخرب دیکتاتوری ولی‌فقیه و مطامع آن در منطقه برمی‌گردد، قدری ژرف گرایانه نگریست.واقعیت از فردای خلع سلاح مجاهدین در اشرف قهرمان و «تقدیم عراق» به خامنه‌ای در سینی طلایی این است که ولی‌فقیه زهر خورده برای حفظ قدرت در تهران دست به سرمایه گذاری بزرگی برای پیشروی در کشورهای منطقه زده بود، زیرا با وجود عدم مشروعیت و مقاومت در داخل کشور و یا در نبود یک سیاست قاطع و با وجود بختکی بنام «سیاست مماشات»، وی ضمن «مزه مزه» کردن پروژه بغداد، به‌خوبی دریافت که اکنون «اتوبان یکطرفه ای» برای رسیدن به سه پایتخت دیگر یعنی صنعا، بیروت و دمشق باز شده و بدین سان می‌توان دستگاه صدور بنیادگرایی حکومت را از طریق نیروی تروریستی قدس و زیر مجموعه‌های تروریستی آن در کشورهای عربی و همسایه، با خرج صدها میلیاردها دلار از درآمدهای ملی و باج‌های برجام برپا نمود.پاسدار شمخانی دبیر شورای امنیت ملی رژیم در این رابطه به‌صراحت تأکید کرده بود: «شایعه‌‌پراکنان بیمار این روزها به ترویج این سؤال می‌پردازند که چه نسبتی بین سامرا و حمید تقوی (از فرماندهان معدوم سپاه در عراق) وجود دارد و ما را چه کار به اینکه در عراق و سوریه چه می‌گذرد؛ پاسخ این سؤال روشن است؛ اگر تقوی‌ها در سامرا خون ندهند، ما باید در سیستان، آذربایجان، شیراز و اصفهان خون بدهیم». (سایت حکومتی فرارو ۸ دیماه ۱۳۹۳)اما در مقابل و در فردای مرگ خمینی، این مجاهدین بودند که در کتابی تحت عنوان «بنیادگرایی اسلامی: تهدید نوین جهانی» بر واقعیتی بنام سیاست های نوین رژیم پس از شکست در جنگ هشت ساله با عراق، از طریق صدور بنیادگرایی اسلامی و تروریسم خارجی از قفقاز و آسیای میانه تا خاورمیانه و شمال آفریقا، تأکید کردند.
در این رابطه خانم رجوی به‌کرات در دوران اشغال عراق توسط سپاه پاسداران و ساخت و پاخت های ابواب جمع سیاست مماشات با «دلداده‌های ولایت» تأکید می‌کردند: «من هشدار می‌دهم که خطر دخالت رژیم ایران صدبار بدتر از خطر اتمی آن است».سخن کوتاه،
بیان مکرر این سیاست های روشن از سوی مقاومت ایران به‌واقع ضروری است، زیرا به یقین چراغی به‌سوی آینده می‌باشند. این واقعیت که مواضع و تحلیل‌های مقاومت ایران و مجاهدین در رابطه باسیاست‌های مخرب خامنه‌ای در منطقه بحرانی خاورمیانه تماما اصولی و بر پایه واقعیت و داده‌های ملموس استوارشده‌اند، اکنون یکی پس از دیگری و به‌ویژه پس از تجربه مالکی خون‌ریز و مستقر کردن نیروی تروریستی قدس در سوریه و یا حمایت‌های بیدریغ رژیم از حوثی‌ها و یا حزب الشیطان به اثبات رسیده‌اند
و این واقعیت نیز که آلترناتیو برای برون رفتن از این وضعیت وخیم و بحرانی و زدن سر افعی بنیادگرایی در ایران و منطقه تنها و تنها یک «اسلام بردبار و دمکراتیک» بر پایه حسن همجواری و اتحاد خلق‌های منطقه می‌باشد، نیز به یقین و صد البته به اثبات خواهد رسید.
بر این منطق باید گفت که با عبور از مرحله نخست، اکنون جنبش مقاومت و مجاهدین پیروزمندانه در راه برداشتن دومین قدم می‌باشند.

ادامه مطلب...

درگذشت شخصیت برجسته کرد صارم الدین صادق وزیری

moghavemat4 ac76e

صارم الدین صادق وزیری حقوقدان و شخصیت برجسته کرد ايراني درگذشت:

صارم الدین صادق وزیری حقوقدان و شخصیت برجسته کرد ايراني روز چهارشنبه ۲۲فروردین ۱۳۹۷در بيمارستاني در سوئيس چشم از جهان فرو بست.

آقاي صادق وزيري از مؤسيسن جمعيت حقوقدانان ايران و طی سالیان رئيس جمعيت كردهاي مقيم مركز در تهران بود و احترام و جایگاه ویژه یی نزد همه کردها و هموطنان مان داشت.

صارم الدین صادق وزیری همواره از دمكراسي براي ايران و حقوق مردم كردستان ايران درمقابل ظلم وستم رژيم هاي شاه وشيخ دفاع ميكرد . او بعدازكودتاي 28مرداد سال 1332 دستگير و زنداني شد و با شهيد ملي دكتر حسين فاطمي هم بند بود.

در دوران حاکمیت پلید آخوندی و در شروع تهاجمات رژیم به کردستان، به همراه هیات صلح تحت هدایت پدر طالقانی به کردستان رفت و ابتکار تشکیل شورای شهر سنندج را پیشنهاد کرد .

اين شخصيت محبوب كرد همواره مدافع پيوند مبارزات مردم كردستان عليه رژيم ستمگر آخوندي با مقاومت سراسري بود و تا پایان حیات از آرمان آزادي مردم ايران و رفع ستم مضاعف از هموطنان كردمان دفاع ميكرد.

وي در مهرماه 1395 با امضای بیانیه حمایت از جنبش دادخواهی اعلام کرد: «به جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام ۱۳۶۷ می پیوندم»

خانم مریم رجوی رئيس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران ، با تأسف بسيار از درگذشت دریغ انگیز این شخصیت برجسته، گفت: با صمیمانه ترین تسلیت‌ها به خانواده محترم و بستگان آقای صادق وزیری و به مردم کردستان ایران ، به‌روح پرفتوحش درود می‌فرستم. بدون تردید یاد و خاطره این رادمرد محبوب کرد در قلوب مردم ایران و رزمندگان آزادی و رهایی و به ويژه در خاطره مردم کردستان ایران و پيشمرگان دلاور آن زنده و پايدار ميماند.

اتحادیه جوامع ایرانی در آلمان درگذشت این شخصیت برجسته و رادمرد محبوب کرد را به خانواده محترم او و همه مردم شریف کردستان تسلیت می گوید

ادامه مطلب...

پیام تسلیت مریم رجوی به‌مناسبت درگذشت صارم الدین صادق وزیری

moghavemat3 f5b36

با تأسف بسیار مطلع شدیم که آقای صارم‌الدین صادق وزیری، حقوقدان و شخصیت برجسته کرد ایرانی روز چهارشنبه ۲۲فروردین ۱۳۹۷ چشم از جهان فرو بست.

با صمیمانه‌ترین تسلیت‌ها به خانواده محترم و بستگان آقای صادق وزیری و به مردم کردستان ایران، به‌روح پرفتوحش درود می‌فرستم.
آقای صادق وزیری از مؤسسین جمعیت حقوقدانان ایران و طی سالیان رئیس جمعیت كردهای مقیم مركز در تهران بود و احترام و جایگاه ویژه‌یی نزد کردها و تمامی هموطنان‌مان داشت.
صارم الدین صادق وزیری همواره از دمكراسی برای ایران و حقوق مردم كردستان ایران درمقابل ظلم وستم رژیم‌های شاه وشیخ دفاع می‌كرد. او بعدازكودتای ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲ علیه دکتر مصدق، دستگیر و زندانی شد و با شهید ملی دكتر حسین فاطمی هم‌بند بود.
در دوران حاکمیت پلید آخوندی و در شروع تهاجمات رژیم به کردستان، به همراه هیات صلح تحت هدایت پدر طالقانی به کردستان رفت و ابتکار تشکیل شورای شهر سنندج را پیشنهاد کرد.
این شخصیت محبوب كرد همواره مدافع پیوند مبارزات مردم كردستان علیه رژیم ستمگر آخوندی با مقاومت سراسری بود و تا پایان حیات، از آرمان آزادی مردم ایران و رفع ستم مضاعف از هموطنان كردمان دفاع می‌كرد.
وی در مهرماه ۱۳۹۵ با امضای بیانیه حمایت از جنبش دادخواهی طی نامه‌یی اعلام کرد: «به جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام ۱۳۶۷ می‌پیوندم».
بدون تردید یاد و خاطره این رادمرد محبوب کرد در قلوب مردم ایران و رزمندگان آزادی و رهایی و به‌خصوص در خاطره مردم کردستان ایران و پیشمرگان دلاور آن زنده و پایدار می‌ماند.

ادامه مطلب...

سیاهچاله‌ای بنام بحران دلار

maghalat 364a1

با نزدیک شدن زمان برای «تعین و تکلیف برجام» اکنون بازار ارز به موازات رشد شدید رکود اقتصادی، توقف تولید و ورشکستگی ملی حکومت، شاهد افزایش بی سابقه بهای ارزهای خارجی به‌ویژه دلار و یورو می‌باشد.

این وضعیت در حالی است که برخلاف تمامی تبلیغات حکومتی مبنی بر موقتی بودن بحران، واقعیت به مانند «سیاهچاله‌ای» شده که در روند مخرب خود به انفجار و شوک‌های پیاپی در بازار راه برده، بطوریکه بخش بزرگی از نقل و انتقالات ارزی، داد و ستد و تحرکات تجاری و بازرگانی را در کشور قفل نموده است.
در این رابطه رئیس بانک مرکزی حکومت که متولی «تعادل مالی» در کشور است، به‌صراحت از «عادی نبودن شرایط» و نیز «عوامل غیراقتصادی و عدم اطمینان نسبت به آینده» برای نظام سخن به میان آورده است.به موازات آن نیز معاون آخوند روحانی دریک نمایش مسخره ضمن خراب‌تر کردن وضعیت، از عرضه دلار ۴۲۰۰ تومانی طی هفته‌ای آینده خبر داده است.
ترجمان سخنان جهانگیری نخست اعتراف به این واقعیت است که اولاً حاکمیت و به تبع آن بانک مرکزی در پشت بخشی از تحولات اخیر و افزایش بی رویه بهای ارزهای خارجی برای سرکیسه کردن مردم و برای جبران کسری بودجه صندوق خالی حکومت قرار دارد. در این رابطه محمد غرضی وزیر سابق نفت رژیم اعتراف کرده است: «هر دولتی در ایران روی کار آمده است، از منابع جیب مردم درآمد کسب کرده است و دست خود را در جیب مردم به‌ویژه فقرا کرده است». (خبرگزاری سپاه پاسداران، فارس ۲۱ فروردین ۱۳۹۷)
فلاحت پیشه نماینده مجلس رژیم نیز در تائید این واقعیت خطاب به دولت آخوند روحانی می‌گوید: «شوک به بازار ارز وارد کردند و در این زمان، آن بخش از دولتمردانی که سعی کردند گرانی را به دوش مردم تحمیل کنند، به نتیجه رسیدند». (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم ۲۱ فروردین ۱۳۹۷)ثانیا اعلام سیاست «ارز پایه‌ای» از سوی رژیم، به یقین مهر تائیدی بر حتمیت کسری بودجه برای سال جاری می‌باشد، زیرا بر اساس داده‌های مرکز آمار، بنیان بودجه سال ۹۷ با دلار ۳۲۰۰ تومان برنامه‌ریزی و تنظیم شده است.
بدین سان طی ۱۱ ماه باقی مانده از سال جاری شاهد خواهیم بود که چگونه دیکتاتوری فاسد آخوندی با سیاست‌های به‌غایت مخاطره‌آمیز خود و سوء مدیریت به روند افزایش نقدینگی و همچنین افزایش تورم و گرانی و به تبع آن به رشد فقر و فلاکت در جامعه ضریب میزند.
در این راستا باید اذعان نمود که افزایش بهای ارزهای خارجی در ایران تحت حاکمیت ولی‌فقیه به معنای افزایش بهای اجناس، انرژی، آب، برق، کالاهای مصرفی و خدماتی در جامعه است، زیرا بنیان اقتصاد کشور که بر اساس «اقتصاد رانتی» استوار شده، تابع مستقیمی از «واردات» می‌باشد، بطوریکه هرگونه تغییر و تحول در بهای ارزهای خارجی به‌ویژه دلار که نقش اساسی را در معاملات و تبادلات «بای بک» دارند، تاثیرات مستقیمی بر افزایش قیمت‌ها خواهد داشت.همچنین افزایش نجومی بهای ارزهای خارجی تا سقف یک هزار تومان طی هفته گذشته، ترجمان و آن روی سکه بحران اقتصادی و مالی در کشوری است که روزانه قریب دو میلیون بشکه نفت صادر می‌کند. این وضعیت شتابان در روند خود به هرچه بی‌ارزش‌تر شدن پول ملی انجامیده بطوریکه ارزش ریال در مقابل دلار آمریکا طی سه دهه گذشته سقوط ۷۰ درصدی را به ثبت رسانده است.اکنون بحران ارزی به حدی رشد و نمو یافته که بسیاری از کارشناسان مسائل مالی هرگونه بازگشت به دوران پیشین را غیرممکن می‌دانند. روی آوردن بخشی از جامعه به خرید و فروش ارزهای خارجی و تبدیل ریال به دلار و یا یورو و نگهداری آنها در خانه، نیز تنها یکی از تبعات این وضعت بحرانی مهر تائیدی بر هرچه بیشتر بی‌ارزش شدن پول ملی است.
این وضعیت را بسیاری به مانند «مجارستان در سال‌های ۶۰ میلادی» ارزیابی کرده‌اند، زمانیکه مردم این کشور در اعتراض به بحران پولی و بی‌ارزش شدن پول ملی، اسکناس‌ها را به مثابه کاغذهای باطله در خیابان‌ها می‌ریخته و یا آنها را علناً آتش می‌زدند.گوشه‌هایی از این بحران غیرقابل بازگشت را روزنامه جهان صنعت (۲۰ فروردین ۱۳۹۷) اینگونه به تصویر کشیده است: «دو هفته پس از اعلام شعار سال توسط خامنه‌ای واقعیتها و آشفتگی اقتصاد کشور که نشانه بارز آن را در بازار ارز، لحظه به لحظه می‌بینیم و چشم سال ۹۶ را هم کور کرده مانند اژدهایی بر فراز سفره‌های مردم تنوره می‌کشد، تحقق آن را از حالا با اما و اگر روبه‌رو می‌سازد. در حالی که این صف‌های طولانی و این دلار‌هایی که دست به دست می‌شود، با چشم غیر‌مسلح هم به خوبی دیده می‌شود و آدم را به یاد عاقبت نیجریه و ونزوئلا می‌اندازد».بدین سان باید به خامنه‌ای زهر خورده و طلسم شکسته گفت: «سالی که نکوست از بهارش پیداست».

ادامه مطلب...

مریم رجوی: محكوميت بمباران شيميايی سوريه و ضرورت اقدام قاطع بين المللی برای توقف جنايت عليه بشريت

moghavemat3 26e8c

مریم رجوی محکومیت حمله جنایتکارانه شیمیایی دوما

مریم رجوی حمله جنایتکارانه شیمیایی به دوما در غوطه شرقی و کشتار بیرحمانه کودکان و زنان را قویا محکوم کرد و گفت رژیم ایران عامل اصلی جنگ و کشتار در سوریه و جنایاتی است مانند بمباران شیمیایی دوماست که وجدان بشریت را جریحهدار کرده است.

مریم رجوی جهان با ابراز صمیمانه‌ترین همدردی‌ها و تسلیت‌ها به مردم سوریه، به‌ویژه دومای مجروح و خون چکان، به پایداری تاریخی آنان درود فرستاد و گفت جهان باید با اقدام قاطع به این جنایت‌های جنگی علیه مردم سوریه پایان دهد. 
وی افزود آمران جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی در سوریه یعنی اسد و اربابش خامنه‌ای باید در برابر عدالت قرار گیرند. بی‌عملی شرم‌آور است و راه را برای استمرار این جنایات هموار می‌کند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۹فروردین ۱۳۹۷(۸آوریل۲۰۱۸)

ادامه مطلب...

آرزوی خامنه‌ای: حفظ همین برجام به هر قیمت!

iran4 ec607درحالیکه قریب یک ماه به پایان ضرب الاجل از سوی ایالات‌متحده مبنی بر خروج احتمالی این کشور از توافق هسته‌ای موسوم به برجام مانده است، تمامی داده‌های حکومتی سخن از آن دارند که خامنه‌ای زهر خورده تمامی تخم‌مرغ‌های حکومت را یکبار دیگر در سبد «وساطت» اتحادیه اروپا و حل و فصل کدخدامنشانه از سوی بزرگترین شریک تجاری خود قرار داده است.

بر این منطق باید سفر شتاب‌زده جواد ظریف به کنفرانس امنیتی مونیخ را به‌طور خاص زیر ذره بین و تجزیه و تحلیل قرارداد، زیرا گرچه متولیان دیکتاتوری ولی‌فقیه از هرگونه موضعگیری و یا دادن نتایج این سفر «نیمه مخفی» تا به امروز خودداری کرده‌اند، اما در آن دوران پاره‌ای از طرف‌های مورد گفتگو که تا به امروز نخواسته‌اند نام اشان بیرونی شود، از قول و قرارها و یا دادن امتیازهای رژیم آخوندی برای راه‌اندازی مذاکرات بر سر مسائلی مانند «موشکی و یا منطقه‌ای» خبر داده بودند.انتشار چنین اخباری که هیچ تکذیبیه‌ای از سوی دستگاه دیپلماسی ولایت را تا به امروز در برنداشته است، خود موئید «ناگفته‌هایی» از پشت پرده در دنیای سیاست و به‌ویژه عقب‌نشینی خامنه‌ای از هرگونه «هارت و پورت های» موشکی و یا راه زنی هایی دریایی می‌باشد.
پیشتر از آن نیز پاسدار سلامی که به گوبلزولایت شهرت دارد، علائم این عقب‌نشینی‌ها را با پائین آوردن برد موشک‌های رژیم از «۲۰۰۰ کیلومتر» به شعاع «۱۰۰۰ کیلومتر» به بیرون ساطع کرده بود.بهرحال از فردای مذاکرات پنهانی در مونیخ به‌ویژه بعد از «پا درمیانی» وزیر خارجه اسبق آمریکا که از دوستان قدیمی و نان و نمک خور جواد ظریف می‌باشد، تحرکات گسترده ای در پایتخت‌های مهم اروپایی به‌ویژه در پاریس، لندن و برلین صورت گرفته است، بطوریکه خبرگزاری رویتر (۹ فروردین ۱۳۹۷) در فردای نشست سران اتحادیه اروپا در بروکسل گزارش کرد: «حرکت این سه کشور شبیه یک اقدام کماندویی بود ولی شکست خورد. موضوع این است که در اتحادیه اروپا همه معتقدند دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای با ایران خارج خواهد شد و در نتیجه برخی این اقدامات را بی‌فایده می‌دانند». صرفنظر از این رایزنی‌ها و چشم‌اندازهای احتمالی، هرآنچه که به «رهبر صوری» نظام آخوندی بر می گردد، وی میدان زیادی برای مانور در زمینه حفظ برجام را ندارد. بر این منطق سه تابلو برای آینده توافق هسته‌ای از هم اکنون می توان پیش بینی نمود.نخست اتحادیه اروپا سرانجام بتواند ایالات‌متحده را برای باقی ماند در برجام با تمامی نواقص و خسارات کنونی آن و بدون آنکه امتیازی داده و یا تغییری در این توافق هسته‌ای به وجود آورد، متقاعد نماید.
تابلو دوم، تصحیح و ایجاد تغییرات اساسی در این توافق نامه می‌باشد که ایالات‌متحده از فردای بروی کار آمدن دولت جدید در واشنگتن همواره خواهان آن بوده است. بر این اساس بسیاری از منافذ و زمینه‌های سیاه‌بازی‌های رژیم برای رسیدن به «سلاح هسته‌ای» و یا «پروژه‌های موشکی» بسته خواهند شد.
سفر آتی رهبران فرانسه و آلمان به واشنگتن در ماه می آینده را به یقین باید در این راستا ارزیابی نمود. بر این منطق اکنون باید شاهد توافق اصولی اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم‌های جدی و قابل اجرا علیه رژیم آخوندی در چند زمینه مهم و اساسی مانند «پروژه‌های موشکی، سپاه پاسداران، نیروی تروریستی قدس و بازوان خونین آن در منطقه مانند حزب الشیطان و همچنین دخالت‌های آشکار خامنه‌ای در امور داخلی کشورهای منطقه‌ای مانند سوریه، یمن و یا عراق، نقض حقوق بشر، بستن منابع مالی سپاه پاسداران، تحریم‌های سایبری و یا کشتی‌رانی» باشیم.
سومین تابلو: دوری جستن اتحادیه اروپا از هرگونه نزدیکی به ایالات‌متحده و گام برداشتن به‌سوی دیکتاتوری خامنه‌ای و تن دادن به خواسته‌های رژیم!اما بسیاری از کارشناسان مسائل بین‌المللی بر این باور هستند که برخلاف نقطه نظرات پاره‌ای از افراد در این اتحادیه که بخشی از آنان همان ابواب جمع سیاست مماشات می‌باشند، نظر کلی بر آن است تا کشورهای عضو روش نزدیکی هرچه بیشتر با ایالات‌متحده را جستجو و آن را در دستور کار خود قرار دهند.
رئیس‌جمهور آمریکا پیشتر در سخنانی در این رابطه اعلام کرده بود: «بدین‌وسیله از کشورهای اروپایی می‌خواهم با ایالات‌متحده برای اصلاح نقایص عمده در توافق هسته‌ای و حمایت از مردم ایران همراه شوند. اگر سایر کشورها در خلال این زمان اقدام نکنند، من به توافقمان با ایران خاتمه خواهم داد». (منبع سایت حکومتی اقتصاد آنلاین ۲۲ دیماه ۱۳۹۶)همچنین علائم سیاست نزدیکی با ایالات‌متحده را مقاومت سه کشور اروپایی یعنی ایتالیا، اسپانیا و اتریش هفته گذشته به بیرون ساطع کرده‌اند. این سه کشور بر این باور هستند که طرح پیشنهادی از سوی سه قدرت بزرگ این اتحادیه یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان برای راه‌اندازی تحریم‌های جدید علیه رژیم آخوندی کافی به نظر نمی‌رسد و در نهایت نظر مطلوب ایالات‌متحده برای باقی ماندن در برجام را جلب نخواهد کرد، زیرا در متن پیشنهادی این سه کشور، تنها از «تحریم شخصیت‌ها و گروه‌هایی که در برنامه‌ی موشکی یا در جنگ سوریه نقش بازی کرده و یا فرماندهان نظامی و نیروهای شبه‌نظامی» رژیم آخوندی سخن به میان آمده است.پیشتر رئیس‌جمهور آمریکا شرایط این کشور برای ماندن در توافق اتمی را در چهار مورد اصولی ارائه داده بود.
نخست: اجازه بازرسی از تمامی سایت‌های نظامی و غیرنظامی رژیم.
دوم: رژیم آخوندی باید تضمین بدهد که «هرگز به سلاح اتمی» نزدیک نمی‌شود
سوم: توافق هسته‌ای و مفاد آن طرح نبایستی تاریخ انقضا داشته باشند.
چهارم: برای اولین بار- در قوانین آمریکا ذکر کند که موشک‌های دوربرد و برنامه‌های تسلیحات اتمی، جدانشدنی هستند و ساخت و آزمایش موشک‌ توسط ایران بایستی مشمول تحریم‌های شدید شود.(همان منبع بالا)حال با نیم نگاهی به روند شتابان تحولات باید اذعان نمود که اساسا فاکتور زمان به نفع خامنه‌ای و سیاست‌های مخرب حکومت در زمینه‌های یاد شده نیست. آنچه که «رهبر موقت» نظام آخوندی می طلبد، حفظ برجام در چارچوب‌های فعلی آن است.
اما وی یک واقعیت را به یقین فراموش کرده و آن واقعیتی بنام «چرخش دوران» و فروریختن دیواری بنام «سیاست مماشات» می‌باشد که در سایه آن دیکتاتوری ولی‌فقیه تا به امروز توانسته بود نه تنها مردم ایران مورد آماج سرکوب خونین حکومتی قرار دهد، بلکه فراتر از آن نیز دست به کشورگشایی، بلعیدن پاره‌ای از پایتخت‌های کشورهای منطقه با سس «موشک‌های بالستیک و سلاح اتمی» بزند.

ادامه مطلب...

زندانی سیاسی گلرخ ایرایی به اغما رفت

moghavemat4 83382زندانی سیاسی  ، گلرخ ابراهیمی ایرایی در پی شصت روز اعتصاب غذا در زندان قرچک ورامین،  به کما رفت و به بیمارستان منتقل شد.

گلرخ ایرایی بر اثر اعتصاب غذا بیش از ۲۰ کیلو از وزن خود را از دست داده و قبلا چند بار دچار مشکل سلامتی شده بود.

 ایرایی همسر آرش صادقی است که او نیز زندانی سیاسی  است. او به خاطر نوشتن یک داستان که هرگز منتشر نشد به سالها زندان محکوم شده است.

 با وجود این، خواسته گلرخ ایرایی از اعتصاب غذا، نه آزادی یا حتی مرخصی از زندان، بلکه تنها بازگردانده شدن به زندان اوین است.

 

ادامه مطلب...

پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی از زندان زاهدان

moghavemat4 faecb

زندانی سیاسی ارژنگ داودی از زندان مرکزی زاهدان شرح مختصری از وضعیت خود در این زندان را در پیامی به بیرون از زندان فرستاده است.

دژخیم یا بازرس کل در سال ۶۳ اسدالله لاجوردی معدوم که هر چند رئیس سازمان زندانها بود ولی از ترس این‌که مبادا توسط مبارزان اعدام انقلابی شود همراه با خانواده در ضلع غربی یعنی در بخش مسکونی زندان اوین زندگی می‌کرد. روزی از روزها که برای سرکشی به بندهای زندان اوین مراجعه کرده بود به هواخوری بند مربوطه؛ مربوط به زندانیان سیاسی و چون قبل از انقلاب ۵۷اکثریت قریب به اتفاق آنها را مجاهدین و چریکها تشکیل می‌دادند؛ هنگامی که دید زندانیان زیر سایه درخت نشستهاند فورا دستور داد درختان به جا مانده از دوران شاه را اره کنند و در حالیکه با عصبانیت به دیوارهای بند می‌کوبید گفت: «اگر می‌توانستم سایه دیوارها را هم از زندانیان می‌گرفتم».

اینک که قریب به ۴۰سال از انقلاب ۵۷ می گذرد؛ بازرس اداره کل زندانهای سیستان و بلوچستان به نام حسن نوری که به مراتب وحشی‌تر از لاجوردی معدوم است تحت عنوان پوچ رعایت مسائل امنیتی ولی در حقیقت به‌دلیل عقده‌های سرکوب شده شخصی تلاش می‌کند که حتی هوا را نیز از زندانیان دریغ بدارد.

در همین رابطه و به پیشنهاد وی و تأیید سردژخیم کل علیرضا بابایی که از نیروهای حفاظت اطلاعات رژیم است ترکیب پیشین ساختمان قرنطینه زندان زاهدان را به هم ریخته و سلولهایی به ابعاد ۱۶۰در ۱۸۰سانتیمتر ساخته است که فاقد هر گونه امکانات و حتی فاقد موکت؛ سرویسهای بهداشتی و حتی وسایل سرمایشی - گرمایشی می‌باشد. این دخمههای قرون‌وسطایی حتی پنجره ندارند و درهایشان آن‌قدر محکم و به هم چسبیده است که امکان جابه‌جایی هوا در آنها وجود ندارد و زندانیان به ناچار در این مکان قرار دارند. وی (حسن نوری) با وقاحت تمام مدعی شد که سلولها دقیقاً برای اذیت و آزار زندانیان خاص درست شده است.

هم میهنان

درست است که توحش و بربریت و سادیسم تنها اندکی با هم تفاوت دارند. اما هوس‌رانی ناشی از ارتکاب آنها خوی کریه عمال رژیم منحوس ولایت فقیه را به‌وضوح نشان می‌دهد به همین منوال است که دژخیم غلامرضا رحیل گرداننده فعلی بازرسی زندان زاهدان و آشنای سابق همین زندان که عبارتی چون قانون و بی‌قانون و قانونی و غیرقانونی ورد زبان اوست و در جواب من که گفتم بر اساس ابتداییترین همان قانونی که مسئول بازرسی شده‌ای ابتداییترین حقوق زندانیان از جمله مرا رعایت کن زیرا نگهداری من در قرنطینه و در سلول انفرادی غیرقانونی است. در کمال پررویی گفت: «همین است که هست قانونی یا غیرقانونی».

البته حق دارد قانونی نیست که آن را زیر پا بگذارد و آن را به سخره بگیرد. زیرا معلوم است که با روابط آن‌چنانی و دور زدن قانون و نه بر اساس ضابطه از آشپزباشی زندان به بازرسی ارتقاء یافته است.

ارژنگ داودی

فروردین ۹۷

قرنطینه زندان زاهدان

ادامه مطلب...

محکومیت کشتار مردم فلسطین و تسلیت به مردم فلسطین و پرزیدنت محمود عباس

moghavemat3 51dfdمقاومت ایران حمله روز جمعه ۳۰مارس به تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم فلسطین و به قتل رساندن و مجروح کردن شمار زیادی از شهروندان بیدفاع و بی‌سلاح را محکوم می‌کند و همدردی و تسلیتهای خود را به خانواده قربانیان، مردم فلسطین و پرزیدنت محمود عباس ابراز می کند و برای مجروحان آرزوی بهبودی سریع می‌کند.

شورای امنیت ملل متحد باید بلادرنگ این موضوع را مورد رسیدگی قرار داده و برای متوقف کردن خونریزی اقدام فوری کند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۰ فروردین ۱۳۹۷ (۳۰ مارس ۲۰۱۸)

ادامه مطلب...

«مقام معظم» را برق سه فاز گرفته!

iran4 01e41تحولات داخل میهن امان و به‌ویژه از فردای قیام مردم به جان آمده در دیماه و حرکت گسل‌های اجتماعی به‌سوی دگرگونی بنیادین در جامعه، به موازات رشد و گسترش کانون‌های شورشی که به اعتراف دستگاه تبلیغاتی و اطلاعاتی رژیم و همچنین شخص ولی‌فقیه، موتور محرکه قیام آفرینان در شهرهای کشور می‌باشند، اکنون به مانند «برق سه فازی» است که پنداری رهبر موقت نظام آخوندی را غافلگیر کرده و بقول عوام وی را «گرفته» است.

به این وضعیت که تا به امروز به قبض روح شدن تمامی باندهای متخاصم رژیم راه برده، تغییر و تحولات در سیاست کشورهای مهم منطقه، مواضع اخیر اتحادیه اروپا نسبت به پروژه‌های تروریستی و موشکی رژیم و به‌ویژه تغییرات پرسنلی در کاخ سفید را هم اضافه نمائیم، تا آنوقت تصویر جامع‌تری از «برق‌گرفتگی» مقام معظم و عمله اکره ارتجاع به دست آید. اساسا نیازی به تجزیه و تحلیل در رابطه با موارد فوق نیست، تنها کافی است تاسری به رسانه‌های وحشت زده نظام، رادیو و تلویزیون‌های حکومتی، نمایشات جمعه، مواضع ابواب جمع و رسانه‌های وابسته به سیاست مماشات در خارج، ساندیس خوران ولایت، لشکر بی جیره و یا با جیره و مواجب دیکتاتوری ولی‌فقیه، مأموران ریز و درشت اطلاعات آخوندی، پاره‌ای از «تجار محترم در دنیای سیاست»!، تشکلات و انجمن و سایت‌های قلابی و نمایشی رژیم ساخته و یا فکل کراواتی‌های «در آب نمک خوابیده» حکومتی بزنیم، تا آنوقت به عمق هراس، دلشوره و دلهره نسبت به آیندگی نظام آخوندی بهتر پی ببریم. بر این منطق است که باید بوق و کرنا و ساز و نقاره مقام معظم به همراه «ترجیح بند» در پشت شاه کلید ولایت یعنی «جنگ، حمله خارجی و یا سوریه شدن کشور» را مد نظر قرار داده و به نقد سرنگونی کشید.
بر سیاق همان «نعل وارونه» است که ابواب جمع ولایت مردم، جوانان و زنان شجاع میهن امان را از «سوریه شدن» ایران می‌ترسانند و صدها بار با زبان اشهد میان «مقاومت، مجاهدین و خواسته ملی مردم برای سرنگونی»، صد البته دیکتاتور عنان از دست داده‌ای بنام «خامنه‌ای، سپاه سرکوبگر و خون‌ریز پاسداران، نیروی تروریستی قدس با تمامی زیرمجموعه‌ها و شاخه‌های تروریستی» آن را انتخاب می‌کنند.رژیمی از سوریه شدن ایران سخن به میان می‌آورد که خود مسئول اصلی جنگ داخلی در سوریه، کشتار و بمباران و گلوله باران کودکان، زنان و سالمندان در این کشور بحران زده می‌باشد.
این خامنه‌ای است که با بسیج نیروهای بنیادگرا از افغانستان، پاکستان، عراق و در یک همکاری آشکار با داعش و یا با گسیل نیروهای سرکوبگر نظامی و صرف هزینه‌های هفتاد میلیاردی، سوریه را به «خاک سیاه» نشانده است.
این ولی‌فقیه در بن بست قرار گرفته است که با بمب‌های کنار جاده‌ای، با شلیک موشک‌های بالستیک به کشورهای اسلامی و عربی و با هزینه کردن درآمدهای ملی ما ایرانیان، منطقه خاورمیانه را به خاک و خون کشیده است و به کمتر از «تجزیه کشورها» راضی نیست.
به‌راستی کدامین نیروی تروریستی است که اکنون لبنان را عملا به بخش جنوبی و شمالی تجزیه کرده، یمن را به جنگ داخلی کشانده و اکنون چشم طمع به کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس با گسیل گروه‌های تروریستی، بمب‌گذاری و ایجاد بلوا، دوخته است؟ پاسخ به تمامی این سوالات بسیار ساده است، آری این خامنه‌ای است که هدفی به جز سوریه کردن ایران، راه‌اندازی جنگ خانمان سوز دیگری در سر ندارد. ولی‌فقیه زهر خورده که به‌خوبی به ابعاد تنفرم جامعه نسبت به خود و حاکمیت منفور آخوندی اشراف دارد، تلاش می‌کند تا با وارونه نمایی و جوسازی‌های تصنعی، تصویر غیرواقعی از تحولات و به تبع آن سرازیر شدن بهمن بر سر و صورت و ریش ولایت بدهد. وی عامدانه نمی گوید که چگونه در سایه سیاست مخرب مماشات توانست به «توافق وین» دست یابد و بدین سان قریب ۱۵۰ میلیارد دلار به جیب آتش افروزی و پروژه‌های مخرب حکومتی بریزد و جامعه جوان و پویای ایران را با خط فقر ۸۰ درصدی به «فلاکت» بکشاند. این خامنه‌ای بود که توانست در سایه این سیاست مخرب بیش از سه دهه فرصت بقاء بخرد و به ضرب «دلارهای نفتی» و «تجارت نفت و خون» دست به لشکرگشایی، تصرف عراق، راه‌اندازی پروژه‌های مخرب موشکی، تجزیه سوریه، تسلیح و حمایت‌های مالی، ایدئولوژیک و لجستیکی از نیروهای بنیادگرای تروریستی در یمن، لبنان، افغانستان تا شاخ آفریقا بزند.وی با وقاحت آخوندی و بی شرمانه تلاش دارد تا سرکوب مردم ایران، کشتار، اعدام، قطع دست و پا در میادین و معابر شهرهای کشور، چشم درآورن، اسید پاشیدن بروی زنان و دختران میهن امان، قتل و کشتار دگر اندیشان، بمباران و قتل‌عام مجاهدین و مبارزین و یا پر کردن زندان‌های کشور از زندانیان سیاسی و عقیدتی را درهاله همین دجالیت مخدوش نماید. به‌واقع مگر راه‌اندازی خاک‌ریزهای متعدد در منطقه، هدف دیگری به‌جز جلوگیری از قیام مردم و سرنگونی رژیم در تهران را دارند؟ این را دیگر ما به‌عنوان نیروهای برانداز نمی گوئیم، سخنان آخوند طائب، مسئول ولایت در سپاه سرکوبگر پاسداران و نیروی تروریستی قدس و یا اعترافات بسیاری از نمایندگان ولی‌فقیه در نمایشات جمعه و اعلام سوریه به‌عنوان «استان سی و پنجم» ولایت، همان چراغی است به تاریک خانه این استراتژی شکست خورده. بر این منطق دکترین خامنه‌ای برای حفظ حکومت همان راه‌اندازی و استمرار سیاست شکست خورده «ایجاد حیاط خلوت» است. اما بقول مقاومت ایران و با «راه حل سوم» خانم رجوی، باید به حاکم کف بردهان آورده گفت، رژیم آخوندی اکنون در پایان راه و به آخر رسیدن تمامی «ظرفیت های استراتژیک» اش رسیده است. بر این منطق باید به واکنش‌های هیستریک و هراس آلود دیکتاتوری ولایت در زمینه‌های یاد شده و ساختن «لو لو» از مجاهدین و مقاومت ایران و یا خزعبلاتی مانند تجزیه کشور، جنگ داخلی و یا حمله خارجی پرداخت. راه حل سوم همان جوهر و مضمون راه حل ملی و میهنی برای استقلال سیاسی و. برای مقابله با هرگونه بحران و رساندن جامعه ایران به صلح، امنیت، دمکراسی و حسن همجواری و عدم هرگونه مداخله خارجی در کشور است.
بهرحال خامنه‌ای که ضرب شست سرنگونی را در دی و بهمن گذشته از سوی مردم و کانون‌های شورشی دریافت کرده، اکنون از ناشی از این ضربه دبه «آه و فغان ها و» برق‌گرفتگی«افتاده است. لذا از این منظر باید تلاش‌های مذبوحانه وی و دستگاه منفور اطلاعاتی حکومت با تمامی باندهای سرکوبگر آن را برای مخدوش کردن واقعیت‌ها زیر ذره‌بین قرارداد.

ادامه مطلب...

استقبال از تمدید مأموریت گزارشگر ویژه و ضرورت ارجاع پرونده جنایتهای رژیم به شورای امنیت

moghavemat 88045

مقاومت ایران از تمدید مأموریت گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران قویاً استقبال میٰ‌کند و ضمن گرامیداشت یاد گزارشگر فقید عاصمه جهانگیر، خواستار تشکیل کمیته تحقیق از سوی ملل متحد پیرامون جنایتهای رژیم آخوندی به ویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و ارجاع این پرونده به شورای امنیت و قرار دادن مسئولان آن در مقابل عدالت است. خانم جهانگیر در گزارشهای خود بر ضرورت یک تحقیق جامع و بیطرف در مورد قتل عام سال ۱۳۶۷ تأکید کرده بود.

در روز جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷ (۲۳مارس۲۰۱۸) شورای حقوق بشر ملل متحد به‌رغم تلاشهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران و پاره یی از کشورهای ناقض حقوق بشر، طی قطعنامه یی مأموریت گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران را به تصویب رساند.
قطعنامه با یادآوری قطعنامه‌های محکومیت رژیم آخوندی در شورا و مجمع عمومی ملل متحد و همکاری نکردن رژیم با درخواستهای این قطعنامه‌ها از گزارش و توصیه های گزارشگر ویژه استقبال کرده و نگرانی جدی خود را نسبت به نقضهای مطرح‌شده در گزارش و همچنین نسبت به اجازه ندادن به گزارشگر برای سفر به ایران ابراز می‌کند.
سکوت و بی عملی در برابر رژیم ایران که در صدر ناقضان حقوق بشر در جهان امروز قرار دارد، و به طور مستمر قطعنامه های ملل متحد را نقض می‌کند، بی اعتنایی به معیارها و استانداردهای جهان شمول حقوق بشری است که فلسفه وجودی ملل متحد را تشکیل می‌دهد.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳ فروردین ۱۳۹۷ (۲۳مارس ۲۰۱۸)

ادامه مطلب...

مریم رجوی در مراسم نوروز: سال جدید را می‌توان و باید به سالی سرتاسر قیام تبدیل کرد

moghavemat 1b14c

جولیانی: قیام ایران و اعترافات سران رژیم مبین پایگاه گسترده مجاهدین و ظرفیت آنها برای رهبری تغییر درایران است

خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، در یک گردهمایی بزرگ به مناسبت سال نو ایرانی، ضمن تبریک به همه ایرانیان در داخل و خارج کشور گفت: سال ۹۶ با فصل قیام به‌سر رسید؛ و سال ۹۷ را می‌توان و باید به سالی سرتاسر قیام تبدیل کرد و این قیامی است تا پیروزی.
در این جشن بزرگ که با شرکت هزاران تن از اعضای مجاهدین در تیرانا برگزار شد رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و مشاور رئیس جمهور آمریکا در زمینه امنیت سایبری؛ پاندلی مایکو، وزیر ارشد دولت و نخست وزیر سابق آلبانی، خانم الونا جبریا دبیر کمیته خارجی پارلمان و فاطمیر مدیو، رهبر حزب جمهوریخواه و وزیر سابق دفاع آلبانی شرکت و سخنرانی کردند.
خانم رجوی گفت وضعیت بحرانی رژیم ملایان ناشی از مقاومت تاریخی مردم ایران است که هیچگاه این رژیم را نخواسته‌اند. زمان حفظ این رژیم پوسیده دیگر به‌سرآمده است و قیام تا پیروزی نهایی ادامه دارد. وی افزود خامنه‌ای به ناچار اذعان کرد که نیروی قیام آفرین در خاک ایران زمین، سازمان مجاهدین خلق ایران است و از ماهها قبل برای آن آماده شده و فراخوان داده‌ بود.
خانم رجوی تأکید کرد وقتی که مردم ایران می‌توانند حکومتی بر اساس آزادی و دمکراسی و جدایی دین و دولت و جامعه‌یی براساس برابری و عدالت داشته باشند، چرا باید رژیمی ارتجاعی و پوسیده و ضدمردمی را تحمل کنند؟‌
وی گفت این که دولت‌های اروپا پس از سال‌ها تأخیر بر تهدید جنگ‌افروزی‌ رژیم در منطقه و برنامه موشکی آن دست گذاشته‌اند، البته گام مثبتی است. گام‌های بلندتر و ضروری اخراج رژیم از منطقه و تعطیلی برنامه موشکی و غنی‌سازی اورانیوم و کوتاه‌کردن دست‌ آخوندها از سیستم جهانی بانکی است، اما برای مقابله قطعی با این رژیم، باید در کنار مردم و مقاومت ایران قرار بگیرید. و مبارزه آنان برای سرنگونی رژیم و آلترناتیو دموکراتیک این رژیم را به‌رسمیت بشناسید.
آن‌چه مردم ایران می‌خواهند این است:‌ عمل بلادرنگ، تغییر بلادرنگ، سرنگونی بلادرنگ، آزادی بلادرنگ، نان و شغل و مسکن و لغو بلادرنگ همه اجبارات حکومتی از جمله لغو حجاب اجباری.
شهردار جولیانی با تبریک سال نو به مردم و مقاومت ایران، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را که چند دهه است با رژیم آخوندی مبارزه می‌کنند و به‌خصوص کسانی که ۱۴سال در اشرف و لیبرتی در برابر همه سختی ها و توطئة ها پایداری کردند، قهرمانان واقعی ایران خواند. وی حمایت خود را از مقاومت مردم ایران برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر مورد تأکید قرار داد و نقش خانم رجوی در هدایت جنبش مقاومت ایران را ستود و افزود: «سال آتی شاهد تحولات بزرگ در رابطه با ایران خواهیم بود. رژیم فاسد آیت‌الله‌ها در آستانه سقوط است. سیاست دولت آمریکا، بر خلاف دولت گذشته که در تلاش بر استمالت از ملایان بود، مبتنی بر پاسخگو دانستن رژیم ملایان در رابطه با جنایاتش در داخل و خارج ایران و همینطور مبتنی بر حمایت از خواست مشروع مردم ایران برای تغییر رژیم و استقرار دموکراسی و حقوق بشر است.
جولیانی افزود “یکی از بزرگترین دروغهایی که رژیم ملایان طی سالیان دامن زده این است که مجاهدین خلق فاقد پایگاه توده یی در ایران هستند. ما دلایل زیادی بر بطلان این ادعا داشتیم، از جمله حمایت عظیم ایرانیان در خارج کشور از این سازمان و گردهماییهای ۱۰۰هزار نفره سالانه آنها جایی برای این دروغها باقی نمی‌گذاشت. اما نقش تعیین کننده آنها در قیام سراسری اخیر به‌حدی بود که حتی رهبر رژیم آنها را مسئؤل اصلی نا آرامیها در داخل کشور معرفی کرد و رئیس جمهور این رژیم در تماس تلفنی با رئیس جمهور فرانسه مجاهدین را عامل ناآرامیهای داخل ایران توصیف کرد و به‌طور ناموفقی از او خواست تا مجاهدین را در فرانسه محدود کند. اینها و بسیاری از نمونه های دیگر مبین پایگاه اجتماعی وسیع و گسترش یابنده مجاهدین در داخل کشور و ظرفیت بی همتای آنها برای رهبری قیام است».

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۹ اسفند ۱۳۹۶ (۲۰مارس ۲۰۱۸)

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ